تبليغاتX
مالزی

مالزی

مهندس جوان

این نقطه را که در جزیره سنتوزا قرار گرفته جنوبی ترین نقطه قاره اسیا می گویند(تابلوی سمت راست)southernmost point of Asia continent. اما من تا آنجایی که نقشه اسیا  را نگاه کردم کشور اندونزی در جنوب ایجا قرار گرفته حالا سوال این است چرا اینها این را نوشته اند؟ آیا اینها هم چاخان هستند ؟ یا ما یک چیز ی را نمی دانیم؟ لطفا هر کس می داند راهنمایی کند؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 4:6 AM  توسط omidreza   | 

 

یکی از برنامه های بسیار جالبی که روزانه هزاران نفراز اقصی نقاط دنیا برای بازدید آن می ایند رقص فواره هاست این برنامه شامل نمایش موزیکال با آهنگها و رقصهای هندی مالایی سنگاپوری و چینی است که همراه با نورپردازی انفجار گاز و پودر آب فواره ها صحنه ای به یاد ماندنی برای بیننده باقی می گذارد حکایت نمایش این است که خوانندگان اهنگی جادویی را یاد دارند که این آهنگ خدای دریا و ... را زنده میکند تکنولوزی به کار رفته  در عین سادگی با یک کامپیوتر و ۶ اطاقک فرمان پرزکتور چندین نازل پرتاب پودر آب صفحای را از پودر آب ایجاد می کند و با نور پردازی شکل لازم را درست می کند. بقیه داستان افکت فشفشه بازی آهنگ های زیبا انفجار و رقص با گیتار است همین تکنولوزی ولی با مدیریت ضعیف تر در EYES OF MALAYSIA  کّه در پستهای پیش توضیح دادم  به کار رفته است (طول ابن نمایش ۲۰ دقیقه و قیمت آن ۶ دلار سنگاپور معادل ۳۷۰۰ تومان است)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 5:11 PM  توسط omidreza   | 

                       

 

دانشگاه ملی سنگاپور یکی از دانشگاههای مطرح( نوزدهمین دانشگاه برتر جهان)دنیاست هم اکنون حدود ۶۰ نفر ایرانی مشغول به تحصیل در این دانشگاه هستند که دانشگاه تمامی اینها را بورسیه خود کرده و علاوه بر پرداخت ماهیانه یک میلیون تومان در سال دو بلیط رفت و برگشت رایگان به ایران در سال را پرداخت می کند.
دانشگاه بسیار زیبا شیک و مملو از دانشجویان اروپایی است و جای خوشبختی است که تابلویی به زبان مالایی به در و دیوار نمی بینید و زبان محاوره ای اکثریت انگلیسی است. علیرغم کوچکی زمین دانشگاه در مقایسه بادانشگاههای مالزی سلف سرویس کتابخانه و دانشکده ها شیک تر و مرتب تر است در کتابخانه قسمتی را برای رفع خستگی دانشجویان یا گپ زدن دانشجویان با هم به رنگ قرمز تند(اشتباهی فکر می کنید نایت کلاب است) را تعبیه کرده کتابخانه دانشگاه بسیار شیک ودارای ۲ میلیون نسخه کتاب می باشد قدمت این دانشگاه حدود ۱۰۰ سال است  دانشگاه علاوه بر امکانات فوق یک وام خرید لپ تاپ به دانشجویان می دهد و پس از فارغ التحصیلی دانشجو و پیدا کردن کار ازحقوق او کسر می کند

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم خرداد 1386ساعت 4:1 AM  توسط omidreza   | 

۱- رعایت مقررات         ۲-پیاده روی یکی از روشهای حمل ونقل ۳- اتوبوس دوطبقه بدون سقف

۴- اتوبوس دوطبقه در خط ویژه     ۵- ماشینهای فانتزی            ۶- تله کابین  نوعی دیگر از حمل ونقل

۷- تاکسی های سنگاپور بنز  هم هستند           ۸- شرکتهای موبایل پخش آهنگ دلخواه مسافر را                                                                                    ابستگاه می کنند

تراکم جمعیتی(نسبت جمعیت به زمین ) سنگاپور بسیار بالاست مساحت کل کشور سنگاپور سه برابر واشنگتن دی سی یا ۳.۵ برابر کویت است. است بنابراین دولت برنامه ریزی دقیقی را برای مدیریت ترافیک انجام داده است که عبارت است از استفاده از خطوط
LRT)(LIGHT RAILING TANSPORTTION) استفاده از حمل ونقل زیر زمینی  استفاده از انواع اتوبوسهای همگانی فراوان وشیک(داخل اتوبوسها تلویزیون هم دارد) سیاست بالا بردن قیمت بنزین(۹۰۰ تومان هر لیتر) بالا بردن قیمت خرید خودروی شخصی( حدود ۷۰ میلیون تومان) با گرفتن عوارض از هر کارخانه ای که بخواهد ماشین وارد کند. اجرای طرح ممنوعیت ترافیک در منطقه مرکزی شهر در ساعات خاص یا دریافت عوارض بالا برای استفاده کننده به صورت ردیاب اتوماتیک ماهواره ای . سیاستهای پارکینگ(گران کردن پارکینگ در مرکز شهر و ارزانی آن در پارک سوار) وفور تاکسی و تثبیت قیمت تاکسی ها با استفاده از تاکسی متر ایجاد خطوط ویژه مخصوص اتوبوس و ایجاد مسیر مخصوص دوچرخه وفراهم کردن پیاده روهای شیک عریض و سر سبز با گونه های گیاهی مناسب برای جلوگیری از آفتاب را می توان از برنامه ریزیهای ترافیک شهری سنگاپور ذکر کرد.
نکته جالبی که توجه مرا جلب کرد تبلیغات شرکت تلفن همراهی بود که با ساخت یک ماکت تلفن همراه(ولی حقیقتا ظبط صوت) در ایستگاههای اتوبوس علاوه بر تبلیغات- با پخش اهنگ مورد نظر مسافر زمان انتظار مسافر را تا آمدن اتوبوس لذت بخش می کرد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 12:52 PM  توسط omidreza   | 

 

1-افتاب پرست                         ۲- نمایش میمون                        ۳-beach tram 

۴- ماری که از درخت به روی زمین افتاد        ۵- بچه های usm -upm

یکی از زیبایی های جزیره سنتوزا درسنگاپور پارک رویایرویی با حیوانت و پرندگان است در این پار ک شوی زنده حیوانات شامل میمون و پرندگان در ساعت  خاصی اجرا میشود ضمنا خانمی با یک آفتاب پرست زنده در ورودی پارک ایستاده و مردم را راهنمایی می کند چگونه آفتاب پرست را بغل کنند و با آن عکس بیاندازند تمام این تشکیلات رایگان است یک اتفاق جالبی که در حین بازدید از این پارک افتاد این بود که در حالی که درون پارک قدم می زدیم در چند قدمیمام یک جسم سبزی از بالای درخت به پیاده رو افتاد وقتی که کمی دقت کردیم دیدم یک مار دو متری است یک چینی که احتمالا از پرسنل پارک بود در حالی که رنگش پریده بود به ما گفت نترسید سمی نیست و دم مار را گرفت وبا احتیاط فراوان و با ترس و لرز مار را از پیاده رو به داخل بیشه پرت کرد(در آکواریوم مالزی نمونه همین مار را به عنوان یک مار بسیار خطرناک سمی معرفی کرده بودند) برای دسترسی به این پارک سوار یک قطار فانتزیtram جالب می شوید که آن هم رایگان است.یک مطلب جالب دیگر نحوه درست کردن کاتالوگ بروشر اطلاعاتی برای این پارک بود که تمام اطلاعات لازم از جمله این که چگونه برویم ورودیه اش چقدر است چه ساعتی چه برنامه ای و ... نوشته شده است.
مثلا برای همین پارک


Animal and bird encounter
Our menageries of small adorable animal and colorful birds will thrill the kids and grown up alike with their delightful tricks nad antics
Admission:Free
primate encounter:12:30pm daily
Bird encounter:3:30 pm daily
Multy animal encounter:5 pm daily
Close encounter:12 pm,2pm,3pm,4:30pm daily
Venue:Palaavn Amphitheatre
Getting there:Palavan-Tanjong beach tram.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 6:26 AM  توسط omidreza   | 

 

۱--دور نمای محل شنا                    ۲- موزیک کنار ساحل

۳-

-برای شسشوی پا در اخرین لحظه ۴- لاکر برای گذاشتن سوییچ پاسپورت کیف۵- دوش آب شیرین

جزیره سنتوزا تعدادی زیادی ساحل شنا (beach)دارد .شنا کردن در این مناطق بسیار لذت بخش است چرا که بر خلاف ایران که یک برزنت می کشند و یک ورودیه می گیرند ولی اینکه لباسهایت را کجا بگذاری به آنها مربوط نیست پول و سوییچ ماشینت را کجا بگذاری به آنها مربوط نیست دستشویی کجا بروی به آنها مربوط نیست. آشغالها را در کدام سطل آشغال بریزی به آنها مربوط نیست . زبالهای ریخته شده در محوطه را چه کسی باید جمع بکند آنها نمی دانند. با کدام آب شیرین خودت را بشوری جواب آن منزل شناگر است حالا ماشینت پراز شن می شود برای آنهااهمیتی ندارد .چه کسی مسول صاف کردن زیر پای شناگر در محل شنا و پاک سازی آن از شیشه شکسته و چوب و سنگ برنده و... است به آنها مربوط نیست. کجا مایوات را عوض کنی به آنها مربوط نیست. اگر خواستی چیزی بخری و بخوری مجبوری از همان دست فروش کنار ساحل اجناس بی کیفیت را به قیمت گزاف بخری.مهم این است که در طرح سالم سازی باشی و یک طرف برزنت مردها  و یک طرف برزنت زنهاباشند. و از آن مهمتر ورودیه پرداخت کنی .حالا سالیانه چند ده نفر به خاطر بی لیاقتی نجات غریق کشته شوند خوب تقدیر بوده است. اما در سنگاپور برای تمام اینها برنامه ریزی کرهاند و اکثرا هم رایگان یا بسیار ارزان است و  علاوه برا ینکه سطل آشغال در تمام نقاط گذاشتهاند مرتب عواملی در حال جمع آوری زباله هستند این رمز موفقیت آنها است برای جذب توریست و توسعه اقتصادی.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 9:39 AM  توسط omidreza   | 

۱-هواپیماها مشغول حمل پرچم ملی ۲- خیابان عرب پاتوق ایرانیها ۳- فرش فروشی ایرانی

۳- رستوران ایرانی             ۴-فرشفروشی ایرانی         ۵- بچه های upm and usm

۶-اعضای گروه در حال ناهار خوردن     ۷- اعضای گروه درپارک جزیره سنتوزا|
داستان از آنجا شروع شد که پس از عبور از مرز "جهور بارو" به مرز سنگاپور وارد شدیم با اعتماد به نفسی که از ویزای چند بار ورود multiple entery سنگاپوری داخل پاسم داشتم نفر اول به پشت پیشخوان محل چک مدارک رفتم کارمند مزبور داشت اجازه ورود می داد که پاسپور ت را به من بدهد یکباره چشمش به روی جلد پاسپورت متوقف شد و با صدای بلند و حالتی سوالی گفت؟islamic republic of iranبعد تلفن را برداشت و انگار که برق گرفته باشد یک نگاهی سر تا پا سرزنش آمیز به من کرد و گفت شما باید به قسمت امیتی اداره مهاجرت بروید؟گفتیم ای بابا چرا؟ما طبق گفته آقای صدر- غرب زده صهیونیست هستیم .کارمند: سری به علامت تاسف تکان می هد یک افسرپلیس می اید و مرا به قسمت امنیتی می برد در اطاق می نشینم یک افسر ۵۰ ساله نشسته صفحات پاسپورت را با دقت چک می کند سوالات زیادی می کند که برای چه می خواهی بروی؟ چند روز می مانی؟ شغلت چیست؟چند سالت است؟ در چه هتلی اقامت می کنی و در همین حین تمام صفحات پاسپورتم را اسکن میکند بعد هم در نور نگاه می کند سپس کارت دانشجویی می خواهد از رشته تحصیلیم می پرسد می گویم معماری . در کامپیوترش سه چهار دقیقه ای می گردد بعد تلفن را بر می دارد وز نگ می زند . دو افسر دیگر میا یند ظاهرا عالی رتبه تر از این اولی هستند چون برایشان بلند شد و  احترام گذاشت این دو نفر هم از من پشت سر هم سوال میکنند در همین حین تلفن پلیس زنگ خورد و افسره موهای کله اش سیخ شد. و بعد گفت این ۳۹ نفر دیگرکه با تو هستند کی هستند و برای چه با خودت آوردی؟ گفتم بابا جون من با اونها هستم نه اونها با من بعدم ما یه گروه تور دانشجویی هستیم امده ایم سنگاپورو ببینیم. 
افسر عالی رتبه؟تو گفتی رشته ات معماری است در صورتی که پشت کارتت نوشته شده  دکترای فلسفه؟
مهندس جوان: دوست عزیز دانشجوی دکترای غیر پزشکی راdoctor of philosophy  می گویند تا با دکتر آدم اشتباه نشودکه مثلا شما اشتباهی نگوید بیا سرما خورگی منو درمان کن
افسر؟تو قیافه ات کمتر از ۳۱ سال می خورد.مهنس جوان: با خونسردی خواهش می کنم شماهم خیلی جوان و خوشتیپ هستید به نظر کمتر از ۳۰ سال می خورید(حالا یا رو ۶۰ سالشه)
افسر عالی رتبه: در حالی که خنده اش گرفته چر تاحالا سنگاپور نیامده بودی؟
مهندس جوان: آقا پول نداشتیم کشور شما هم گرانییه
سه افسر باهم زدند زیر خنده و بعد فرماندشون گفت نه کشور ما گرانی نیست و بیا بیشتر از این اینجا رو ببین بعد هم  برای احترام بلند شد پاسپورت من را  داد و گفت:
"Welcome to Singapore.Excuseme for the inconvenience.It was for your own safety"
آیران و سنگاپور روابط خوبی به هم ندارند و گرفتن ویزای سنگاپور برای ایرانیها کاری است بسیار مشکل ایران در سنگاپور سفارت خانه ندارد و سفیر سالی چهار ماه به سنگاپور می اید و در هتل اقامت می کند پس اگر یک وقت سفیر شدن سنگاپور را یشنهاد کردند قبول نکنید که نه تنخواه دارد نه ماموریت یک ساله نه ....۷۰ دانشجویی ایرانی در سنگاپور تحصیل می کنند که کلیه کارهای مربوط به سفارت وایران را از طریق سفارت مالزی پیگیر می شوند. در سنگاپور تعدادی زیادی ایرانی مشغولند که از جمله شش رستورا ن ایرانی یک نانوایی ایران و تعداد زیادی فرش فروشی در خیابان(Arab Street)مشغول و فعال می باشند 
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 3:46 AM  توسط omidreza   | 

 

۱- خیابان عرب استریت مرکز ایرانیها خصوصا فرش فروش  ۲- مر لاین در جزیره سنتوزا

سنگاپور یکی از متراکم ترین شهرهای جهان است که به دلیل نداشتن زمین کافی مجبور به توسعه عمودی شده است اهل فن شهرسازی سنگاپوررا یسیار نزدیک به نیویورک دانسته اند ولی علیرغم این تراکم بالا با برنامه ریزی درست سرانه تمام نیازهای شهری مثل فضای سبز مراکز خرید- اماکن ورزشی - بیمارستان- کاربری آموزشی- پارکینگ-به اندازه کافی و ملموس تعبیه شده است. مشکل ترافیک را باسیاست های درست ترافیکی(نه با بشکه و دور برگردان) کاملا حل کرده اند که بعدا در یک پست جداگانه به تفضیل خواهم نوشت به هر حال هنگامی که وارد سنگاپور می شوید بیشتر احساس می کنید وارد یک کشور اروپایی شده اید که البته تعداد زیاد توریستها یا ساکنین اروپایی و امریکای در این برداشت بی تاثیر نیست.آسمان خراشها تابلوهای به زبان انگلیسی برند های معروف بیزینسهای موفق آمریکایی ماشین های بسیار شیک و آخرین مدل و عمدتا مرسدس بنز (حتی تا کسی ها) وعمدتا بالای مدل ۲۰۰۰ را می توان به عنوان شناسه های شهری سنگاپور ذکر کرد

۳- شهر سازی سنگاپور (سنگاپور ریور)                 ۴- کناره رودخانه بوت سنگاپور ریور

 ۵- شب سنگاپور                                    ۶- بچه های دانشگاه upm و usm درکنار ساحل

 

نماد سنگاپور شیر است که این شیر را merlionمی گویند ظاهرا سر توماس استنفورد رافایل که کاشف سنگاپور به معنای جدیدش بوده به محض ورود به شیری برخورد می کند و شیر به او آزاری نمی رساند و رافایل پیشنهاد تبدیل این دهکده ماهیگیری را به سنگاپور فعلی را مطرح می کند(  هم اکنون مجسمه رافایل و تعدادی زیادی خیابان و مغازه و هتل و بیمارستان به اسم او باقی ماند  و البته تندیس او نیز ساخته شده)

یکی از درسهایی که از این کشور پیشرفته می توان گرفت نحوه برخورد با مواد مخدر و سیگار است قیمت یک پاکت سیگار ۷۰۰۰ هزار تومان به بالاست و بر روی آن عکس بیماری هایی که از کشیدن سیگار به انسان سیگاری به وجود می اید را کشیده است مواد مخدر مجازات مرگ را در بر دارد و بسیار جدی در این موضوع عمل می کنند این طور می گویند که چند سال پیش یک استرالیایی ویتنامی تبار که به جرم حمل مواد باز داشت شده بود علیرغم تمام رایزنیهای سیاسی د ولت استرالیا و وویتنام حتی  توصیه شخص نخست وزیر استرالیا اعدام شد

۷- بیماریهای که در اثر سیگار کشیدن به وجود می اید بر روی پاکت سیگار چسبانده شده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 7:46 AM  توسط omidreza   | 

 

مهمان ما هم رفت . بالاخره هر سلامی یک خداحافظی هم دارد ولی خوب کلی کنسرو غذای ایرانی اورد وتا چند وقت دیگر غذای ایرانی داریم.دلم می خواهد که خاطراتش را بخوانید و ارزیابیش را از  کشور دیگر ببیند گاها ایمیلهای تهدید آمیز برای من فرستاده می شود و ما را به تنفر از ایران و غرب زدگی(شرق زدگی) متهم می کنند چند وقت پیش هم دوستی ایمیلی فرستاده بود مبنی بر اینکه از تمام صفحات وبلاگ پرینت خواهد گرفتو به مراجع قضایی خواهد داد که در ایران به من هیچ کاری ندهند من به ایشان جوابی ندادم که: نادان اولا اگر قبلا هم کاری به ما دادند به خاطر این بود که خودشان در آن بیابانها نمیرفتند کار کنند چونکه هیچکدام این برادران مخلص در دمای ۴۲ درجه ۱۰۰ درصد شرجی نمی توانند چهار ما بدون برق و کولر زندگی کنند  دوما اصلا کارهای دولتی ایران را و اصلا هر چی که در دست شماست را به خودتان بخشیدم . اما این هم ارزیابی کسی دیگر است که نه مثل من غرب زده شده نه خود باخته نه خائن ببینید ارزیابیش ار مملکتی که نه دومین تولید کنند گاز دنیا است نه نفت و طلا و مس و سنگ آهک وفیروزه وسنگ گرانیت و سنگ آهن و ذغال سنگ وخاویارو زعفران وباغهای میوه وصنعت فرش ومصالح اولیه سیمان سازی و هکتارها زمین کشاورزی و مناطق توریستی هزارو چند ساله را دارد چه است ارزیابی یک توریست از اقامت هشت روزه در مالزی

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 9:59 AM  توسط omidreza   | 

دقیقا یادم نیست چه سالی بود ولی ۲۰ سال بیشتراست می رفتیم خانه خاله ام آخر شب ساعت ۱۱ به بعد شوهر او آرام بیرون می رفت و یک ساعت بعد با هزار سلام وصلوات پاورچین پاورچین یک جعبهای را که درون بقچه پارچه ای پیچیده بود آرام بالا می اورد .اهل خانه در طرفین کوچه پاس میدادند تا کسی بالا نیاید خوب می دانید درون بقچه چه بود؟سر مقتول؟ هرویین؟تریاک؟اسلحه؟... نه سخت در اشتباهید این یک دستگاه ویدیو تی سون بود که قیمتش با یک زمین در افسریه که الان ۱۰۰ میلیون تومان است یکی بود . خلاصه  برای بار اول باورم نمی شد همچین دستگاهی وجود داشته باشد(خوب تکنولوژی ندیده بودیم دیگر). بعد می شستیم فیلم میدیدیم شوی رنگارنگ فیلم قیصر فرمانفرما و.. ولی من عاشق جکی چان بودم خیلی دوستش داشتم و هر وقت فیلمش را می دیدم فردایش فنونش را در مدرسه بر روی همکلاسیهایم اجرا می کردم البته از ناظم مدرسه کتک می خوردم وبعد هم می گفت فردا ولیت رابیاور ولی مادرم معلم همان مدرسه بود و ولیم همیشه حاضرپس جای نگرانی نبود. ولی یک بار حرکت پرش اورا اجرا کردم و از یک سکو شش متری به اسمان پریدم ولی نمی دانم چرا جکی چان طوریش نمی شد ولی دست من شکست.

امروز عصر به باشگاهی که متعلق به جکی چان است و نامش  Californoa fitness club  است رفتیم عجب تکنولوژیی داشت استخر- سونا- بدنسازی- بکس- ایروبیک- انواع واقسام دستگاههای آمریکایی و... بلیطش برای یک جلسه ۱۵۰۰۰ تومان بود گفتیم سنگ مفت گنجشک مفت بگذار کارت داشجوییمان را نشان بدهم شاید تخفیف گرفتیم با کمال تعجب دیدیم که گفت برای دانشجویان جلسه اول صد در صد رایگان وبرای جلسات بعد با۷۰ درصد تخفیف است  و بعد هم یک کارت vip برای ما صادر کرد . خدا پدر جکی چان را بیامرزد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 8:14 PM  توسط omidreza   | 

سالها پیش گروهی هفت نفره  از ما مهندسین جوان به کارگاهی در خوزستان اعزام شدیم انموقع فکر می کردم در بین هفت نفر مرا برای ادامه کار انتخاب کردن موفقیت است .اما یکی از از این شش نفر به تهران برگشت وشروع به طراحی ساختمان با تنها بیست هزار تومان کرد حالا او انواع خدمات مهندسی را ارائه می کند ازطراحی تا خرید و فروش برگه یا هر کار دیگر  .رمز موفقیت او زحمت کشی جرات وانتخاب شریک خوب وداشتن معرفت واخلاق حسنه است البته (بی صاحبی مملکت هم بی تاثیر نبوده است است ) اکنون کامروز با احتساب سود ۳۰۰ میلیون تومانه یک شبه زمین طالقان و به  برکت آقای دکتر و با احتساب بقیه تورمهایی که نصیبش شده است یک میلیاردر است البته خودش می گوید نه  ۸۰۰ میلیون هم ندارد .

این یک هفته در خدمت ایشان بودیم و دوستی های گذشته را تازه کردیم من و او خاطرات طولانی داریم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 9:40 PM  توسط omidreza   | 

 به گزارش پایگاه خبری " مبارزین " ، الحيات نوشت : هر کس به تهران سفر کند از ديدن تعداد زيادي از افراد که پانسمان هاي ويژه عمل جراحي زيبايي روي صورت خود قرار داده اند متعجب مي شود به همين سبب يک روزنامه نگار آمریکايي ايران را کشور جراحي زيبايي بيني نام نهاده است !
الحيات با اشاره به صف طولاني افراد متقاضي جراحي زيبايي صورت مي افزايد : اين امر سبب شده است صدها پزشک ايراني متخصص زيبايي در اين کشور به فعاليت بپردازند .
يک پزشک ايراني گفت : روزانه دو يا سه عمل جراحي زيبايي انجام مي دهد . وي آمار اينگونه اعمال جراحي در ايران را در مقايسه با اروپا و آمریکا بسيار بالا دانست .
انجام اعمال جراحي زيبايي در ايران تا حد زيادي به توان مالي افراد نيز بستگي دارد زيرا افراد ثروتمند مي کوشند هرگونه عيب و ايرادي را که در ظاهرشان وجود دارد برطرف کنند .
الحيات به نقل از يک روحاني برجسته ايراني به نام آيت الله مهدي هادوي نوشت : از نظر اسلام جراحي زيبايي تا زماني که براي انسان ضرري نداشته باشد ايرادي ندارد .
شريعتي يکي از پزشکان جراح زيبايي در ايران با اشاره به اينکه مقامات کشور به کار وي هيچگونه اعتراضي نکرده اند افزود : پوشش اسلامي تا حد زيادي به توجيه پديده جراحي بيني کمک کرده است زيرا با توجه به حجاب بانوان چهره آن ها به مهمترين بخش از جسم شده است .
 تقاضا براي کوچک کردن بيني از همه بيشتر است زيرا به گفته شريعتي بيني ايراني ها در مقايسه با ديگر کشورهاي اروپايي و آسيايي اندکي بزرگتر است .
آزاده معاوني يک روزنامه نگار ايراني الاصل آمریکايي در کتاب خود که در سال دو هزار و پنج منتشر شد با اشاره به افزايش جراحي هاي زيبايي در ايران پس از انقلاب افزود: زنان قصد دارند با اين کار چهره اي بهتر داشته باشند و خود را مطرح کنند و همچنين توان مالي خود را به ديگران نشان دهند .شريعتي گفت : بيشتر کساني که براي جراحي زيبايي به وي مراجعه مي کنند زن هستند اما تعداد زيادي از مردان نيز در بين مراجعه کنندگان به مطب وي وجود دارد .منبع ایران تورنتو
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 11:33 AM  توسط omidreza   | 

آیا می دانید: دومین کشور تمیز دنیا - هجدهمین کشور ثروتمند جهان-کمترین آمار رشوه خواری واختلاس در دنیا- چهارمین بورس فعال و پر خرید و فروش جهان( بعد از لندن -نیویورک-توکیو-)-پر مشتری ترین بندر دنیا بر اساس تناژ کالای ردو بدل شده - چهارمین عضو ببرهای اقتصادی مهربان(کره- تایوان- هنگ کنگ)- کوچکترین کشور جنوب شرق آسیا که شامل  ۶۳ جزیره پراکنده است- و کشوری است که ۴۲ سال است استقلال پیدا کرده است نامش چیست؟
این کشور نرخ رشد جمعیتش منفی است و از ۴.۵ میلیون جمعیتش ۲.۵ میلیون اینترنت استفاده می کنند . این کشور تنها ۳ درصد بیکار دارد . این کشور بدون داشتن هیچ گونه منابع و مخازن خدادادی از مونتاژ و الکترونیک و توریست ۱۳۹ میلیارد دلار آمریکا ذخیره ارزی دارد. این کشور به قدری خاکش کم است که دولتش تپه ها را می کند و به داخل دریا می ریزد تا چند جزیره اش را به هم وصل کند. 
این کشور در ۴۰ سال پیش با مشکلات عجیبی چون بیکاری کمبود مسکن فقرو... روبرو بود  و قبل از ان مستعمره شرکت بریتیش ایندیای انگلیسی برای صادرات ادویه بوده است. این کشور در شمال اندونزی و جنوب مالزی واقع شده است . بر اساس تراکم جمعیت نسبت جمعیت به زمین رتبه زیر ۵ را دارد. اولین رییس جمهور این کشور ایشک( البته نه به ترکی) بوده و نخست وزیران  آن عمدتا چینی بوده اند. جمعیت مسلمان این کشور ۱۶ درصد است این کشور مواد مخدر تقریبا نایاب است .تنها اشکال آن مشهور شدن ان به محلی برای پول شویی است.
نام این کشور به زبان مالایی یعنی شهر شیر(lion city)
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 5:51 PM  توسط omidreza   | 

۱-خرچنگ پلو                    ۲- رقص مردم جزیره بالی                   ۳- فروش آلات موسیقی ولی ارزان

۴-اندونزی هم بالا شهر دارد ۵- غذا در اندونزی بسیلر ارزان    

۶و۷- رستورانی که ماهی را پس از انتخاب می کشند وبر اساس وزن زنده برایتان همراه با موسیقی زنده در کنار ساحل می پزد و پاتوق پولدار هاست ولی باز هم ارزان بود

این هم انچه در رابطه با اندونزی پر جمعیت ترین کشور مسلمان خواندم و دیدم امیدوارم که توانسته باشم درست به تصویر کشیده باشم تا شاید که برای مملکتمان و زندگی شخصیمان درس عبرت بگیریم . مواظب باشیم مثل آنها نباشیم ویا در آینده نشویم واز قسمتهای مثبتش هر چند بسیار کم است الگو برداری کنیم .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 12:3 PM  توسط omidreza   | 

۱- رقص دلفینها                                            ۲-پرش دلفین از حلقه آتش

 ۳- توپ بازی شیر آبی           ۴- بوسه وال بر گونه دختر بچه   ۴- شیر ابی دست آموز

 

 ۵دوچرخه سواری خرس           ۶- دلفین ۶ متر بالا می پرد

۷-والیبال خرس                           ۸- بسکتبال فوک                     ۹-کنسرت در کنار ساحل

در شمال جاکارتا وارد مجتمعی می شوید به اسم پانچول این منطقه شما را به فضای اروپا می برد دیگر از جاکارتا خبری نیست سینمای چهاربعدی هتل های بسیار شیک- تله کابین- آکواریوم- رقص دلفینها-شهر بازی- کنسرت زنده -قایق و.... دنیای فقر را با یک در ورودی با دنیای مدرن جدا می کند

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 6:1 PM  توسط omidreza   | 

۱- مونومان در کنار دوستان بلژیکیمان ۲-محوطه مونومان      ۳- خدای کارما خدای شانس

۴-طبل اذان مسجد استقلال  ۵و۶- مجسمه های آنتیک مارکت که ادعا میشد مال چند صد سال پیش است

از مکانهای توریستی جاکارتا بازار آنتیک مارکت- مسجد استقلال- کلیسای کاتولیکها-موزه بحاری(در یا نوردی) -موزه مینیاتور و موزه تاریخ اندونزی موزه تاریخ تمدن وزندان هلندی ها- مونومان جاکارتا(مثل برج آزادی).... را میشود نام برد

یکی از اعتقادات قوی اندونریها ایمان به" کارما-karma" است کارما خدایی است که همه را  به انفاق کمک به یتیم درستکاری خامخواری دعوت می کند او خدای شانس است . او می گوید اگر شخصی پول دار باشد و انفاق نکند بعد از مرگش دوباره در خانواده فقیری متولد خواهد شد و بالعکس. در موزه مونومان درشکه سوارها و عکاسها و فروشندگان عکس کچلتان خواند کرد.بلیط های این مجموعه ها با کارت دانشجویی ۵۰ درصد تخفیف دارد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 6:37 AM  توسط omidreza   | 

۱-یکی از پر فروش ترین کتابها

۲-داخل توالتهای جاهای شیک  این تابلو برای مردمش نصب شده        ۳- بن لادن محبوب مردم

فرهنگ اندونزییایی ها بسیار پایین است شاید ۲ درصد هم زبان انگلیسی ندانند حتی دفتر تور مسافرتیشان نمی توانست انگلیسی متوسط حرف بزند. قهرمان ذهنی اندونزییایا سه نفرند ۱- سوکارنو(اولین رییس جمهورشانکه کشورشان را از استعمار هلندی ها نجات داد) ۲-بن لادن ۳- احمدی نژاد مورد سوم را به قدری دوست دارند که کتابی به زبان اندونزیایی در موردش نوشته اند و عجیب آین کتاب را می خرند . از دستفروشی که میوه خریدیم وقتی فهمید ما ایرانی هستیم گفت به خاطر احمدی نژاد ۱۵۰ تومان  از ۲۰۰۰ هزار تومان را تخفیف می دهم .در پارکی دختری را گیر آوردیم که مامور پارک بود و کمی انگلیس حرف میزد او از ایرانی بودن ما ظهار خوشحالی کرد و گفت محمود احمدی نژاد را خیی دوست دارد او یک مرد واقعی است خواستم ببینم چقدر سطحی فکر می کند به او گفتم:
" althouph he is a hero he is ugly to be liked"با هیجان در حالی که صورتش سرخ شده بود گفت:
"no ,no,no, he is very hand some, Ilove him"

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 4:58 PM  توسط omidreza   | 

۱- گریپ فرویت                                   ۲- دستفروشی نشانه اقتصاد بیمار

۳- نارگیلهای ۲ کیلویی           ۳- انگور غول پیکر                     ۴- میوه ای عجیب و غریب

میوه دراندونزی نسبت به مالزی بسیار ارزان است تعدادی بسیاری دستفروش به شغل میوه فروشی مشغول هستند . فروش نارگیلهایی به اندازه ۲کیلو یا بیشتر در کنار خیابان یکی از شغلهای اندونزیایی ها قیمت یک نارگیل که چهار لیوان آب دارد و خودش هم دو نفر را سیر می کند ۷۰۰ تومان یا ۷۰۰۰ روپیه است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 3:24 PM  توسط omidreza   | 

۱-تاکسی مدرن (گران در مقایسه با در آمد)۲- مسافر کش خطی۳- مسافر کش خطی تویوتا امبولانسی

۳- تاکسی سه چرخ      ۴- قایق در فاضلاب پارو میزند  ۲- تاکسی دوچرخه(هنوز در کشور ما  نیست)

۶- عقب وانتهم سوار می شوند ۷- مینی بوسی که در  حرکت باید پیاده شد ۸- شرکت واحد

۹- حمل ونقل نفت با موشک  ۱۰- حمل ونقل با تاکسی موتور سیکلت

 اولین سمیناری را که در ۱۸ سالگی مجانی شرکت کردم سمیار ترافیک بود که پدرم جزو اعضای کمیته اش بود با دکتر حمید بهبهانی و جلیل شاهی وشرکت کنترل ترافیک و عرف ایران ..... آنموقع تصمیم گرفتم در اینده در رشته ترافیک ادامه تحصیل بدهم ولی خوب دست ما را تقدیر به جای دیگر  برد.شاید چیزی که هرروز ۰ درصد همشهریهای تهرانی را عذاب می دهد همین ترافیک است طوری که دیگر حرفهای استاد ترافیکمان مبنی بر
  car pool. parking policyا,SCAP,AADT,ADT,تفکیک سفر-سیستم حمل ونقل وعمومی و... ا باید بر وری کاغذ نوشت و به لبو فروشی داد
سنگینی ترافیک و آلودگی هوا درجاکارتا وحشتناک است حتی به نظرم بد تر از تهران . در جاکارتا تنوع وسایل نقلیه بسیار بالاست از بنز آخرین مدل گرفته تا دوچرخه هایی که پشتشان مسافر سوار می کنند و مینی بوسهاس که در حال حرکت باید از آنها پیاده بشوی(این رسمشان است -پرش از مینی بوس به خیابان) را می بینی خوردوهای تاکسی آنها ۹۰درصد تویوتا است  اما نوعی دیگر تاکسی دارند که موتور سه چرخ وسپا است و خیلی ارزان است قطار شهری بی درو پیکر نیز بخشی دیگر از حمل و نقل را انجام می دهد . یک سری اتوبوس واحد هم دارند که تمیز و کولر دار است ولی انبوهی از جمعیت لهت می کنند.

فرهنگ بوق زدن مثل ایران و حتی بد تر است. نشد ما سوار وسیلها ی بشویم و در ۱۰ دقیقه ۵۰ بوق کمتر بزند حتی اتوبوسهایی که در خط ویژه بودند وچیزی جلویشان نبود( واقعا روانی هستند).رانندگی بسیار پیچ در پیچ بد است احترام به قوانین صفر. پلیسش مثل پلیس ما اهل بخیه و جریمه نقدی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 9:0 AM  توسط omidreza   | 

 

بالاخره بعد از دو ساعت نشستن در هواپیمای شرکت ایر ایشیا و تحمل بیرون آمدن مغزمان از سوراخ گوش بدلیل ناشی گری خلبان در فرودگاه جاکارتا نشستیم. فرودگاهی سوت و کور که مرا به یاد خاطرات تلخ کارکردن در بیابانها انداخت به محض ورود به فرودگاه حس ورود به کشوری مثل ایران به مشامم خورد نمی دانم شاید از میزان آلودگی هوایش بود ولی احساس می کردم به ایران رفته ام .به قسمت صدور ویزا می وریم کسی نیست! ۶ - ۷ نفری مهمان خارجی منتظر ویزا ماندهایم بعد از یک ربع خانمی میاید او مسول قست گرفتن پول ویزا است  . ۲۰ دلار برای خودم وهمسفرم پرداخت میکنیم . خوب ویزا چه شد خانم می گوید :من مسول گرفتن پولم مسول صدور ویزا کس دیگری است. می پرسیم خوب او کجاست می گوید نمی دانم. بعد از نیم ساعت مردی غذاخوران می اید ولی کلید اطاق را نیاورده خلاصه بعد از ۴۵ دقیقه می اید و ویزا را صادر می کند. حالا نوبت تایید امنیتی و . است دوستم دکتر صمدی قیافه برادران مخلص را دارد بنابراین مواجه می شود با رگبار سوالها که برای چه آمده ای به جاکارتا؟کی می روی؟ کارت چیست؟ چرا؟ چرا؟ ... بالاخره قانع می شود و با اکراه اجازه ورود می دهد . منتظرم از من هم چنین سوالاتی بکند تا اورا به رگبار تمسخر و ناسزا ببندم ۲۰ جمله انگلیسی دو تا کشیده محض احتیاط را آماده کرده ام  گور پدرش بگذار هر چه می خواهد بشود لاقل دلم خنک می شود.دیگر اینها هم برای ایرانیها آدم شده اند؟؟ پاسپورتم را می گیرد و بدون کلمه ای حرف می گوید بفرمایید داخل. یک  علامت موفق باشی منتهی در معنی فارسیش به او حواله می کنم.

از فرودگاه بیرون می آیم مقداری پول  تبدیل به روپیه کردیم تاکسی ها مثل ایران مغزمان را می خورند از اولین تاکسی که خودش را برادر مسلمان ما اعراب می داند(فکر می کردن ما عرب هستیم) تا خودرویی که سوار میشویم۱۰۰ درصد اختلاف قیمت است( عجب مردم حقه بازی). می بینیم در عوارضی بیست هزار روپیه داد  گیج می شویم خدایا چقدر صفر دارد یعنی چقدر باید بدهیم  گیج شده یم مبنا را گم کرده ایم همسفرم می گوید یک روپیه انقدر دلار است انقدر رینگیت است انقدر تومان است و همه را غلط می گوید او هم گیج شده است نیم ساعت حساب می کنیم تا می فهمیم هر ۱۰ واحد آنها یک تومان است یعنی ۱۰ روپیه =۱ تومان و....

اندونزی کشور گداها ست منظورم سائل است نه فقیر به نظرم دولتمردان ما در این ضمینه عقب هستند -۱صندوق صدقات ۱۰۰ مدل ولی ما سه چهار مدل بیشتر نداریم 
 ۲- گدای شل و کور و کچل فراوان۳
- بچه های خردسال گدا از ۵ سال تا ۱۲ سال فراوان۴
- زنانی که در خیابان با بچه می چرخند فراوان
۵- زنانی که برای ظاهرا مدرسه اسلامی پول جمع میکنند ا بینهایت
۵- پیرزنهای گدا وحشتناک
۶- خدام مسجد گدا فراون
۷- دختران جوان گدا فراوان
۸- گداهای گیتار زن سر هر چها راه
۹- مسولین موزه ها گدا یی می کنند ظاهرا برای ایتام زیاد است


 عجب مملکتی! بین -ژاپن- مالزی -کره- سنگاپور- چین- اینها چرا اینطوری هستند اینها که تاریخچه چند هزار ساله دارند؟؟؟؟ مشکل کیست؟ اینها که نفت و گاز و الماس و طلا و..... دارند؟ یعنی چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 4:22 PM  توسط omidreza   |