تبليغاتX
مالزی

مالزی

مهندس جوان



در پاسخ به همکلاسی خوب قدیمم آقای مهندس مهرداد در ابطه با ماه رمضان و روزه خواری به عرض شما برسونم که علیرغم اینکه حکومت در دست مسلمانها است در ماه رمضان غذا در تمام رستورانها سرو می شود. کسی بابت روزه خواری در ملا عام توسط اداره اماکن یا گشت ثار الله یا جند الله یا ... دستگیر نمی شود و شلاغ هم نمی خورد و یا جریمه نقدی هم نمی شود کسی به لباس کسی کار ندارد مسلمانان در کمال آرامش با پوشش کامل اسلامی به مساجد می روند نماز می خوانند روز ه می گیرند و کسانی دیگر هم بدون ترس و واهمه و ... غذایشان رامی خورند و یا بعضی خانمها با لباسهای غیر اسلامی یا خیلی غیر اسلامی (در مجموع شاید چند سانتی متر مربع که برای نور چشم آقایان هم خیلی مضراست )در اماکن عمومی می چرخند . کسی مزاحم کسی نمی شود . و اصلا توجهی نمی کنند.
این باعث می شود آدمها کمتر دروغ بگویند و برادران شکموی شاغل در برخی ادارات بیخود انرژی خود را برای توضیح دادن به همکاران در رابطه با میزان خطرناک بودن زخم معده شان هدر ندهند و به کار مردم برسند.
ولی در کل در جامعه اسلامی مالزی روزه خواری یک ضد ارزش مردمی نه حکومتی است.  اما مشترکات آن با ایران این است که تقریبا کارها تعطیل می شود چون ساعات کار ادارات کتابخانها و دانشکدها تغیر می کند و ملت هم خواب آلود هستند.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 4:31 PM  توسط omidreza   | 



۱-در ماه رمضان بازار های رمضان بر پا می شود . در این باز ار ها انواه اقسام میوه غذا گوشت شیرینی عرضه می شو ددولت مالزی با کنترل قیمتها در مالزی از افزایش قیمت مایختاج عمومی جلوگیری می کند. عکس بالا عکسی از باز ار روز محلی مالزیایها ست که معمولا صبحهای زود بر پا می شود این بازارها دقیقا مثل بازار روز های خودمان در شهر های شمالی کشور است و اتفاقا در هر دو فروشندگان خانمهایی مسن هستند.
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 6:25 AM  توسط omidreza   | 



به گزارش روزنامه استریت تایمز یک قاتل زنجیره ای جسد یک قربانی دیگر را در جلوی یکی از مراکز خرید کوالا لامپور رها کرد. جسد دختری بین ۱۰ تا ۱۴ ساله که مورد اذیت و آزار قرا گرفته بود در جلوی یکی از مراکز خرید مالزی درون یک کیسه ورزشی پیدا شد این قتلها که بی حرمتی بزرکی به ماه رمضان کشور مالزی و مردم است باعث ناراحتی عموم مردم شده است. یک استاد دانشگاه روانشناسی با توجه به شواهد و گزارشات پزشکی قانونی قاتل را یک مرد بین ۱۸ تا ۳۵ ساله می داندکه دچار بیماری سادیست می باشد و از ناتوانی جنسی رنج می برد. تلاش برای پیدا کردن قاتل با بازنگری فیلم دوربین مدار بسته جلوی فروشگاهی که جسد رها شده است شروع شده است. همچنین ۲۲۰۰۰۰ هزار رینگیت معادل ۶۰ میلیون تومان برای کسی که قاتل رامعرفی کند به عنوان جایزه در نظز گرفته شده است(توصیه به جای دنبال اسکلار شیپ رفتن بیاید بریم پیداش کنیم).پلیس این جنایت را بیحرمتی بزرگی به ملت مالزی نامبرده است.
.
۲-شرکتهای تاکسی رانی مالزی با ارسال ناماهه ای خواستار افزایش ۵۰ درصدی کرایه ها شدند که ورودی به جای دو رینگیت سه رینگیت و کانتر نیز یک ونیم برابر محاسبه نماید که احتمالا این اتفاق پس از ماه رمضان خواهد افتاد.

۳- به نقل از آقای بهنام کمالی و مذاکره ایشان با مسولین آموزش دانشگاه دانشجویانی که موفق به گرفتن  دریافت فلو شیپ شوند می بایست دو مقاله بین المللی در ژورنال ثبت نمایند و الا در موقع تسویه حساب دچار مشکل خواهند شد
۴-به گزراش منابع موثق بین المللی(دکتر احمد از یمن) خانمی به نام معصومه دانشجوی زبان  دانشکده تربیت مدرس(education)  در اعتراض به تبعیض نحوه ارزیابی در سوال و جواب کردن بین دانشجویان ایرانی و مالایی در درس سمینار و اینکه استاد گفته بود دانشجویان ایرانی ادب ندارند با استاد به شدت برخورد لفظی کرد که استاد ۵۰ ساله با حالت قهر کلاس را ترک نمود و گفت تا به حال کسی در طول دوران آموزشی من چنین رفتار زشتی را با من نداشته وحاضر به ادامه تدریس نمی باشد دانشجویان ایرانی بلافاصله از این خانم خواستند از استاد عذر خواهی نماید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 3:42 PM  توسط omidreza   | 




ضمن تشکر از دوستان بالاخص مهندس سپهرحسینی از نروژبابت اظهار لطفشان باور فرمایید اصلا قصد نوشتن چیز های تلخ را ندارم ولی بعضی وقتها ناگزیرم که واقعیت است.
آقا یه مشکلی که ما اینجا داریم ندونستن زبان مالایی است همون طور که خودتون می دونید ما زبا ن مالایی رو از روی مهندس دالمن شهردار سابق بندر عباس تقلب کردیم البته اونم از روی کتابش.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 9:4 AM  توسط omidreza   | 



ده سال پیش برای بیماری قلبی پدرم به دستور دکتر معا لج منزلمان را انتقال دادیم و به نقطه ای رفتیم که دیگر جلویش جز کوه چیزی نبود آخرین قسمت تپه های سعادت آباد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 1:56 PM  توسط omidreza   | 


بابا من معتاد نیستم من الان بیست ساله تفریحی روزی سه  بار  هروز وبلاگ می نویسم ولی معتادم نشدم. الکی دست وپای مارو بستن لپ تابم رو قایم کردن تو زیر زمینم حبسم کردن که دیگه ننویسم که اعتیاذ وبلاگ نویسی از سرم بپره.بابا من معتاد نیستم تفریحی اینکارو می کنم. الا ایحال یواشکی فرار کردم یه پست دیگه هم بنویسم از فردا ترک کنم. فردا اولین روز ماه مبارک رمضون در مالزی هست برای من که در مناطق سنی نشین کار کردم تازگی نداره ولی برای اونایی که نمی دونن عرض کنم که ماه رمضان وعید فطر مهمترین ایام وبزرگترین عید اهل تسننه مثل نوروز ما و اینها بهش هاری رایا می گویند. به هر حال سر سفره افطار مرد ومردونه برای منم دعا کنید آخر عاقبت به خیر بشم . منم برای همتون دعا می کنم.آقای محدث وبلاگ نویس قدیمی از سرزمین خراسان رضوی خطه شمع و قیام اااا ببخشید خطه شهادت و قیام مطالب خوبی را در رابطه با ماه رمضان در مالزی   نوشته که توصیه می کنم مطالعه بفرمایید.
آخیش شقدر توپ شدم ولی باور کنید من معتاد به وبلاگ نیشتم تفریحیه ژون هر شی مرده

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 3:56 PM  توسط omidreza   | 



۱-اسنر کلینگ یکی از تفریحاتی است که در جزیره ردانگ وجود دارد با انجام این کار تازه به عظمت دریا و بزرگی خدا پی خواهید برد.دیدن بچه کوسه ها هشت پا و ماهی های ۵۰ کیلویی برای کسانی که می توانند بیش از ۴۰ دقیقه شنا کنند و خطر حمله کوسه ها را متقبل می شوند با همراهی یک راهنمایی حرفه ای وجود دارد. در قسمتی دولت پارک دریایی را به نام marine parkبرای زیستگاه انواع گونه های آبزی و بازدید عموم تعبیه کرده است.

۲- با توجه به اینکه به وبلاگ نویسی حرفه بی آب و نون معتاد شده ام تصمیم گرفته ام  هفته ای یک پست بیشتر ننویسم. هر چند که خیلی برایم سخت است ولی قرار شده است  به تخت ببندنم و بهم داروهای ترک وبلاگ نویسی بدهند تا ترک کنم و نگذارند به لپ تاپ دست بزنم

۳-گروه جدید ایسام دیروز اولین جلسه خود را در یکی از هتل های کوالالامپور با دیدار با مقامات دولتی آغاز کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 2:41 AM  توسط omidreza   | 




در شمال شرقی شبه جزیره مالزی و شهر  کوالا ترنگانو در فاصله ۱۳۰ کیلومتری که نیمی از راه را در خشکی و نیمی دیگر را در دریا طی باید نمود جزیره ای افسانه ای با آبی به زلالی اشک چشم و ساحلی با ماسه های سفیدو جنگلهایی انبوه از درختان سبز و قطور بالاخص در ختان نارگیل به نام جزیره ردانگRedang   قرار گرفته است .
این جزیره یکی از جزیره های محافظت شده برای  لاکپشت هاست در این جزیره ورزشهایی مثل غواصی -اسنرکلینگ- جنگل نوردی-بازدید از کوسه ها-هشت پاها- لاک پشتها و ماهیان بسیار زیبای زیر آب برای توریستها در نظر گرفته شده است .اروپاییان - اعراب  حاشیه خلیج فارس- سنگاپوریها این جزیره را به عنوان یکی از مراکز تفریحی مورد علاقه خود می دانند و سنگاپوریها هر ماه یک کشتی شیک کرویز را با مسافر از طریق دریا عازم این جزیر می کنند برای رفتن به این جزیره و اقامت سه روزه با کمتر از ۱۲۰ هزار تومان می توانید اقدام کنید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم شهریور 1386ساعت 6:59 AM  توسط omidreza   | 



آقایان صمد دوستدار- تورج امینی-مازیار ممدوح به ترتیب نفرات اول تا سوم انتخابات دانشجویی شدند. از بین ۷۰۰ دانشجوی ایرانی مقیم یو پی ام تنها ۱۰۰ نفر در انتخابات شرکت نمودند امید است نماینده های جدید با حمایت از مالزی نویسان با درج لینکهای غیر سیاسی و غیر اخلاقی  ارسالی مالزی نویسان در گروه ایسام اتحاد و ارتباط و تبادل اطلاعات را میان ایرانیها را فزونی بخشند و نه مانند گروه پیشین که شب خوابیدند و صبح بیدار شدند یکباره وحی به انها نازل شد که گذاشتن لینک وبلاگ در سایت اصلی ایسام ممکن است برای سلامتی انسانها مضر باشد .۲-اگر سفری پیش آمد و مقرر شد دوباره با خرج سفارت چند روز بروند ایران گردی و رییس جمهور و وزرا را ببیند یو اشکی و مخفیانه نروند بلکه نظرات دانشجویان ومشکلات آنها را بپرسند و بروند و سعی در انتقال آن به رییس جمهور و ... بکنند چرا که نماینده دانشجویان هستند نه مسافر تور زیارتی.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 6:30 PM  توسط omidreza   | 


کوالا ترنگانو شهری است بندر مانند و در کنار دریا قرار گرفته است. ساحلی به غایت زیبا و تمیز دارد مثالی که ما ایرانیها برای تمیزی آب میزنیم تشبیه آن به اشک چشم است که واقعا سواحل آن تمیز و آب آن شفاف و زلال است. اثری از قوطی کنسرو و شیشه نوشابه و چوب خشک و زباله در ساحل نمی بینید علاوه بر تعبیه سطل آشغال مرتب عواملی مشغول پاکیزه سازی هستند. تردد اروپاییان و اعراب توریست در این شهر ملموس است اینها برای استفاده از جزایر این منطقه به اینجا می آیند که بعدا خواهم نوشت. بازار خرید فروش ماهی و فروش غذاهای دریایی که بیهایت هم خوشمزه هستند در این منطقه مثل تمام شهرهای بندری داغ است.فروش صنایع دستی حاصل از محصولات دریایی یکی از منابع در آمد مردم است البته ازنوع لباس پوشیدن و خودرو های مردم به راحتی می توان تفاوت سطح طبقاتی پایتخت نشینان و شهرستانی ها را حتی در مالزی تشخیص داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 6:11 AM  توسط omidreza   | 


http://img39.picoodle.com/img/img39/9/9/8/f_Picture011m_4875423.jpg
http://img39.picoodle.com/img/img39/9/9/8/f_Picture007m_c097f6d.jpg


 یکی دیگر از زیباییهای  کوالا تراناگو بازار روز آن است که محصولات روز را شامل نارگیل -آناناس- موز انواع میوه و ماهی و میگو و انواع اقسام غذا رابه فروش می رسانند. اینها در یک مرکز خرید بزرگ ولی خیلی قدیمی و کثیف به نام پاسار پایانگ به قرار گرفته است( برای دیدن عکسها در مقیاس واقعی روی آدرسهای قرمزکلیک کنید)

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 10:46 AM  توسط omidreza   | 


 با توجه به اینکه سفیر چین به ما ویزا نداد ما هم گفتیم بهتر می رویم به جای اینکه بلاد کفر را ببینیم تعطیلات را درسرزمین مسلمانان و در یکی از ایالت های مالزی که در شمال شرقی مالزی قرار گرفته و نام آن ترنگانو است سپری می کیم. مرکر ترنگانو  TEREGGANUشهر کوالا ترنگانو است که ما به اتفاق یک گروه دانشجویی به آنجا رفته و پس از طی هفت ساعت راه به این شهر رسییدم . هر چقدر از عالی بودن جاده ها و خوب بودن علایم راهنمایی بگویم باز هم کم است. اتوبوسهای بین شهری بسایر شیک وصندلی های آن از هواپیماهای جمهوری اسلامی راحت تر است.
کوالا تر نگانو شهری است نه به شیکی کولالا لامپور ولی از شهرستانهای بزرگ ما شیک تر است در کوالا ترانگانو مسجدی وجود دارد به نام مسجد شناور یا floating mosque البته نام دیگر آنTENGKU TENGAH ZAHARAH MOSQUEاست این مسجد بروروی در یاچه ای بر روی آب بنا شده ویکی از زیباترین مساجد دنیاست مسجدی در پوترا جایا و مسجدی در برونویی بعدا با الگوبرداری از این مسجد ساخته شده است. نماز ظهر و  عصر را به اتفاق بچه های مسلمان گروه در این مسجد به جای آوردیم
 .مردم کولا ترنکارو بسایر خونگرم ومهربانند  .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 8:32 AM  توسط omidreza   | 


طی چند روز اخیر دوستان زیادی با من تماس گرفتند و خواستار این شدند که خود را برای انتخابات دانشجویی نامزد کنم ضمن تشکر از همه این دوستان بالاخص دوست عزیزم دکتر خالدی به استحضار می رسونم از آنجایی که مرز سیاست و مسایل اجتماعی و اقتصادی در جامعه ایرانی در هم آمیخته است و با توجه به رو حیات خودم که همیشه آنچه را که فکر می کنم درست است بیان و برای آن مبارزه می کنم همین داشتن وبلاگ هم برایم به اندازه کافی خطرناک هست.
اما  بعضی از نمایندگان قدیم ایسام  نتوانستند در  دل دانشجویان جای بگیرند بلکه با رفتار خود حس اتحاد بین ایرانیها را از بین بردند.از جمله نداشتن اساسنامه و تصمیم های دقیقه ای و... البته من مطمان هستم این برخورد از روی بی تجربگی است نه از روی خباثت ولی باید اینها را متذکر بشویم برای بعدیها .
علی ایحال کاندید اول وبلاگ مهندس جوان به نمایندگی از دانشکده معماری: آقای مازیار ممدوح با اهداف زیر است۱-- بروز رسانی اطلاعات درست و بهنگام.۲-- جهت دادن اهداف ایسام از طریق اینترنت (e- channel).۳-- جذب  هر چه بیشتر نظرات مسولان دانشگاه به دانشجویان ایرانی و مشکلات آنها۴-- مستند سازی فعالیت های ایسام۵- برگزاری جلسات عمومی ماهانه به منظور ارائه گزارش کار ماهیانه
کاندید دوم مهندس تورج امینی که با سابقه قوی اجرای که دارد بعید است اشتباهات گذشتگان تکرر شود
کاندید سوم صمد دوستدار- عضو دیگری از خانواده مهندسین

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:20 AM  توسط omidreza   | 



آقای" عبدالله بن حاجی  احمد بداوی" نخست وزیر مالزی در مقدمه برنامه پنج ساله نهم خود نوشته است یکی از اهداف دولت این است که بعد از پنج سال این ذهنیت را از ذهن جهانیان بزداییم که مالزی کشوی است با جدیدترین تکنولوزی و لی با مردمی در کلاس فکری پایین

The most important factor in becoming adeveloped nation is the capability and character of the country’s people. Malaysia will need to move away from the notion that it is a nation with ‘first classinfrastructure, but third class mentality

تیجه این برنامه ریزی این شده است که افرد زیادی برای تحصیل به کشور های خارجی فرستاده می شوند ازدواجهای’ اقوام مختلف شکل می گرد که در تغیر قیافه مالزییایها موثر است بچه ها به کلاسهای زبان انگلیسی فرستاده می شوند بیشتریها لپ تاپ دارند و با اینترنت آشنا هستند و آنچه که من می بینم اگر همین روند ادامه پیدا کد مالزی کمتر از ده سال دیگر یک زاپن دیگر خواهد بود. ده سال دیگر ایران  کجا خواهد بود؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 8:13 AM  توسط omidreza   | 



دوست عزیزم برادر بسیجی پاسدارآقا  
روح ا.. دانشجوی دکترای فلسفه در دانشگاه سویل اسپانیا فارغ التحصیل .... که دارد جزو گروهای ترروریستی قرار می گیرد پس از غیبت کبرایی که داشتند التفات فرمودند و نظر زیر را در کامنتدونی بنده گذاشتند که

"حالا اگر کفِ کتابفروشی موکت هم نبود نبود، درازکش که کتاب نمی خوانند! اما این که انواع و اقسام مبل را آنجا ببینی، خیلی رویایی است رفیق جوان! به شرط آن که با مبل فروشی اشتباه نگرفته باشی.من در مملکت فرنگ ندیده ام در کتابفروشی مبل و صندلی بگذارند."

روح ا.. جان ۱-دو نوع مبل را در عکس فعلی و قبلی می بینی و اتفاقا چند نفر را هم دیدم که دراز کشیده بودند و داشتند کتاب می خواندند ولی خجالت کشیدم ازشان عکس بگیرم و الان حسرت می خورم چرا عکس نگرفتم تا نشانت بدهم وحالت را بگیرم
۲- من گفتم اینجا مشکل مالی دارم ولی الحمداا ابوی گرام آنقدر کمک کرده  است تا مبل فروشی را با کتابفروشی اشتباه نگیرم
۳- برادر معلوم است تو در دیار فرنگ کتابفروشی با مبل ندیده ای چراکه جنابعالی با بزرگان می نشینی و در حال بیزینس وقطعا در برجسازی و شهرک سازی و معامله هکتاری زمین در اسپانیا ید طولانی داری بیزینس منها را چه به کتابفروشی رفتن زنگ می زنند کتاب دلخواهشان را می آورند.
و اینها را گفتم که سر به سر مهندس جوان نگذاری که هنوز هم کارگاهی و اجرایی است
 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 2:21 PM  توسط omidreza   | 



بچه ها بجای اینکه  بعد از مدرسه بروند سر چهار راه سیگار بکشند میایند و کتاب می خواند

۱۰- ۱۵ سال پیش تابستونا  برای اینکه یکم پول دربیارم می رفتم تو کتابفروشی پیش پسر خالم کار می کردم تو کتابفروشی صفا بعدشم کتابکده تو بازارچه کتاب میدان انقلاب تهران.یه جلال نامی بود بچه اردبیل قبلا تو میدون تره بار کار می کرد بعدش با اوستاش دعواش شده بود اومده بود کتابفروشی. اون هر وقت یه مشتری می اومد و یه کتابی را بر می داشت و بیش از ۱۰ - ۱۵ دقیقه اون کتاب را می خوند با عصابانیت وبی ادبی  بهش می گفت " گارداش اینجا کتابخونه نیست کتابفروشیه نمی خوای بخری خوش گلدی" و با توجه به اینکه کتاب خونای مملکتمون اکثرا آدمای محجوب و ماخوذ به حیایی هستند کمتر پیش می امد دعوا کنند یا می خریدند یا سرشونو آرروم میانداختند پایینو از مغازه می رفتند بیرون. من خیلی از این رفتار جلال ناراحت می شدم ووقتی بهش اعتراض می کردم گفت که بابا جون این مغازه ما کوچیکه اگه هر کی بخواد بیاد ۱۵ دقیقه کتابو بخونه دیگه جا برا مشتریای دیگه و کاسبی باقی می مونه والخ که البته شایدم راست می گفت مشکل کمبود فضا بود و فرهنگ این کار متداول نبود.
اما در مالزی شما در هر کتاب فروشی می روید انواع و اقسام مبل را اونجا می بینید و کف فروشگاهها هم موکت است و می توانید با خیال راحت کتابتونو بخونید و اصلا یه روزم اونجا بمونید و بعدم کتابو نخریدو بیایید بیرون کسی هم به آدم چیزی نمیگه فضای کتابفروشیها هم معمولا خیلی بزرگه بعضی وقتا سه چهار طبقه چند هزار متریه.
اما قیمت کتاب در اینجا خیلی گرونه چون کتابها اوریجنال است و با افست چاپ تهران شاید ۵ برابر فرق بکنه ولی کیفیت کتابها از لحاظ صحافی و جلد و رنگ و کاغذ عالیه. بنابراین تا حد امکان کتاباتونو از ایران تهیه کنید که این یکی تو ایران ارزونتره.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 12:12 PM  توسط omidreza   | 



یکی از رستورانهای زنجیرهای جالبی که در کوالا لامپور وجود دارد رستوران هارتز چیکن بوفت هست این رستوران برای آدمهای شگمو خوب است چون ۱۷ رینگیت(۵۰۰۰) می دهید و به مدت دوساعت هر چه خواستید از مرغ و گوشت و ماکارونی و سوپ و خورشت و برنج و انواع دیگر غذا و انواع میوه و نوشابه و قهوه و بستنی و شیرینی و هر چه خواستید می خورید.
البته اگر می خواهیدبا یک آدم لاغر مردنی بروید متضرر می شوید بهتر است با افرادی در حد رضا زاده (وزنه بردار) بروید که با خوشحالی بیرون بیایید. این رستوران پاتوق عربهاست هر موقع بروید بچه های عرب زبان را در حال لمباندن مشاهده می کنید.
آدرس معروفترین این رستوران تایم اسکور طبقه چهارم تجاری Harts chciken buffet است البته در جاهای دیگر کوالا لامپور است
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 2:28 PM  توسط omidreza   | 

عکس:آتش بازی مردکا=روز استقلال با دوربین خریداری شده با پول جایزه

واقعیت این است که انقدر این آمریکای جنایتکار و ایادی مزدورش به مردم دروغ گفتند که همه دچار بیماری بدبینی شدیم وگرنه من باید زودتر از اینها تشکر می کردم ولی با خودم می گفتم حالا که ما هنوز پولی نگرفتیم چه جایزه ای چه کشکی بیخودی تشکرمونو حروم نکنیم.
ولی امروز که رفتم حسابم و چک کردم دیدم بله ایران- مالزی ۱۰۰۰ رینگیت جایزه را به حسابمون ریخته اول از همه رفتم ۶۰۰ رینگیت دادم یه دوربین خریدم که مدتها بود می خواستم بخرم ولی پولشو نداشتم که با اون عکسهای خوبی در وبلاگ بگذارم. اما تشکر می کنم
۱-از آقای مهندس پوریا آسترکی جوانی که با حس ابتکار و پشت کار خودش بیزینسی را راه انداخته که حاصلش به جای معتاد شدن جوانها بی خانمان شدن و بی بند وبار شدن... با سواد شدن و فهیم شدن تعداد زیادی از مردممون هست . من البته تا به این لحظه با ایران مالزی هیچ ارتباطی نداشته ام ولی از حق نباید بگذریم که به هر حال مدیر همچین مجموعه ای با این جوانی و فعالیت و ترن اور مالی بالا افتخاری برای ایرانیها و مسلمانان است.
۲- از نویسنده وبلاگ خوب سینا دیلی که به من اظهار لطف داشتند تشکر می کنم واقعا وبلاگ ایشون اگر از مال من بهتر نباشه بد تر نیست که طبیعی هم هست مقتضای سن ایشون و آشنا تر بودن ایشان به علوم جدیدی تر است.
۳-از ستاد انتخاباتی بهرود و بچه های دانشگاه حسابداری دماوند  و بانک پارسیان هم که لطف به ما داشتند .
۴- از دوست عزیرم مهندس پرچم آزاد و از گروه بچه های فارغ التحصیلان دبیرستان هشترودی  تهران و بچه های یو پی ام آقای مهندس کلباسی و تودشکی.
۵- از مدیریت فعالترین سایت اطلاع رسانی فارسی زبان مالزی(ایران مالزیا) و کسانی به مهندس جوان رای دادند سپاسگذارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 11:39 PM  توسط omidreza   | 

خداوکیلی ما ایرانی ها توی بسیاری از موضوعات یک یکیم و نمرمون بیسته یکی از اون موضوعات تخصص در عصبانی کردن بقیه است . چند سال گذشته این تجربه را کامل لمس کردم و از صبح زوددر خوایگاه مهندسی شرکت  شروع می شد که از خواب بیدار می شدم و می خواسم کلاب بروتون برم دستشویی  می دیدی یه نفر ۴۵ دقیقه رفته دستشویی و تا ۱۵ دقیقه مونده به امدن سرویس بیرون نمیاد شروع می شد وبعدبا جلوی ماشینمون توسط سرباز سپاه مرزی گرفتن و اجازه ندادن وارد کارگاهمون بشیم و بعد محیط زیست وفرمانداری و اداره کارو شهرداری و استانداری و دادگاه به این وظیفه واجب کفایی خود برای درب و داغان کردن اعصاب ما ادامه می دادند.که البته خدا وکیلی  قاضیا و دادیاریا و منشی دادگستری ها باز توی اون همه(در الاغ بودن) نمره اولو می گرفتند.
خلاصه داستان این که باعث می شد ما حداقل هفته ای سه شب یا بیشتر در اثر دادو بیداد خودم در خواب توسط هم اتاق بدبختمون علی حقیقی از خواب بیدار شیم و یه لیوان آب بخوریم  و دوباره بخوابیم. اما شکر خدا اینجا شاید تنها یه مشکل ناراحتم می کنه و اونم نداشتن در امده و این که احساس می کنم از زندگی دارم عقب می افتم حالا چند بارم استادم و اتوبوسها عصبانیم کرده ولی خوب خیلی شدید نبوده اما دیروز یه ایمیل برام اومده بدین مضمون
: سلام آقای مهندس جوان من از طریق وبلاگتون با شما آشنا شدم من می خواستم یه سری اطلاعات در مورد تحصیل در مالزی بگیرم این شماره تلفن من(کدخرم آباده...........) بهم زنگ بزنید و اگر نبودم  به مادرم بگین که از مالزی زنگ می زنید بعد مادرم ساعت حضور منو می گه و می تونید اون موقع به من زنگ بزنید البته من این روزها خیلی گرفتارم ولی برای شما سعی می کنم وقت آزاد پیدا کنم.متشکرم نقدعلی...."
بهحضرت عباس اخه چی بهت بگم نقدعلی مردی بیا مالزی. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 5:6 PM  توسط omidreza   | 


دیروز غروب در پارک دانشگاه نمایشگاه فرهنگها بر گذار شد. از تمام کشورهایی که در دانشگاه دانشجو دارند آهنگ و رقص محلی خود را اجرا کردند .آفریقا- مالزی - اندونزی-تایلند- میانمارو یمن و.... 
بچه های ایرانی سنگ تمام گذاشتند سه اهنگ سنتی ایرانی و یک رقص کردی را به نمایش گذاشتند گروه ایرانی ها همان بچه هایی بودند که ما می شناختیمشان با همان وسایل ابتدایی و تمرین کم - پنج دختر پنج پسر.با هم می خواندند صدای یکی از دختران واقعا عالی بود. بعد از هشت ماه شنیدن موسیقی و آهنگ ایرانی برایم خیلی لذت بخش بودااز طرف دیگر تاثر بر انگیزکه چرا اینها با این همه استعداد در کشور خودشان اجازه اینکار را و شاد بودن و داشتن حداقل آزادی ها را ندارند. خدا لعنت کند پدر مادر آمریکای جنایتکار بیشرف را.
جمع عظیم ایرانیان دانشگاه با تشویق ده دقیقه ای و متداوم خود  از بچه های خواننده قدر دانی کردند.
مالزییهای با اجرا کردن آهنگ محلی خود در آخرین قسمت و بعد از همه باز هم مهمان نوازی و تواضع خود را به ما ثابت کردند  
 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 4:27 AM  توسط omidreza   | 


مهندس جوان در حال یادگیری بند بازی و بالار فتن از طناب

رییس داشگاه ما پادشاه مالزی است . در حقیقت سلطان سلانگر چنسلرchancellor دانشگاه پو ترا است .برای همین معمولا بهترین امکانات و بیشترین بودجه اول بین این دانشگاه تقسیم می شود این روز ها پادشاه شخصا در مراسم فارغ التحصیلیconvocation حضور پیدا می کند و مدارک را شخصا به دانشجویان می دهد که بازار گل فروشی و کادو دادن و ... را داغ کرده است.به همین مناسبت و به مناسبت نزدیک شدن به روز استقلال مالزی(مردکا) دانشگاه نمایشگاهی در پارک پشت خوابگاه ما کالج 17 ترتیب داده که از نظر زیبایی منطقه نمایشگاه بینظیر است  همه چیز سبز و زیبا در کنار نمایشگاه دانشکده های مختلف فروش اقلام مختلف از جمله محصولات کشاورزی خود دانشگاه و آموزش قایق سواری کانو و بند بازی و سقوط آزاد و...ترتیب داده شده است.
در غرفه دانشکده پزشکی دانشجویان واستادان بدن بازدید کنندگان را رایگان چکاپ کامل می کنند و با دستگاهی تنها بویسیله لمس کردن انگشتان میزان چربی خون را گزارش می کنند و در نهایت کارنامه ای از قد -وزن- فشار خون-چربی- قند و ...ارایه می دهند.(تکنولوزی است ما هم ندید بدید!!)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 12:7 PM  توسط omidreza   |