تبليغاتX
مالزی

مالزی

مهندس جوان

چیزهایی است که شما تنها در صورتی شانس مشاهده آن را می یابید که افتخار پرواز با هواپیمایی ملی ایران یا همان ایران ایر نصیبتان شود :

موقعی که به کانتر تحویل بار و صدور کارت پرواز مراجعه می کنید، با خیل جمعیتی مواجه می شوید که گویی اسم صف و نظم به گوششان نخورده است، یکی با صدای بلندی که به عربده شبیه است از سر صف با ته صف شوخی می کند، هر کس روی به سمتی دارد، در یک چشم به هم زدن دوستیهایی عاشقانه شکل می گیرد که به ماچهای آبدار (اشتباه نکنید منظورم مابین جنس مشابه است) منجر می شود و در لحظه ای دیگر خصومت بالا می گیرد، پشتیها دائماً با چمدان و چرخ دستی پشت پای شما را نوازش می کنند، در جلوی کانتر بازار من بمیرم تو نمیری و عجز و لابه داغ است، اغلب اضافه وزن دارند، آنهم نه یک کیلو و دو کیلو بلکه 50 کیلو!!، اگر بارت کم باشد به یکباره مورد توجه قرار می گیری و البته بعد از تمام شدن کارشان (گذشتن خر از پل) بار دیگر تو را نمی شناسند!

در پروازهای برون مرزی به درون مرزی، قبل از سوار شدن به هواپیما و همینطور بعد از آن بزرگترین موضوع بحث خانمها آن است که آیا باید مانتو خود را موقع ورود به هواپیما به تن کنند، حین عبور از مرز هوایی و یا موقع رسیدن به تهران و در طول پرواز هم هر کدام دویست بار روسری خود بر سر می کنند و از سر برمی دارند!

در سالن انتظار و پیش از سوار شدن به هواپیما، کافی است تا مسئولین مربوط در شعاع چند ده متری حرکت مشکوکی انجام دهند، آنوقت است که خیل جمعیت درست مثل اینکه قرار است درب بهشت بر رویشان باز شود به سمت کانتر مربوطه حمله می کنند، در این لحظه دوستیهای چند دقیقه پیش به همان سرعتی که پدید آمده بود رخت بر می بندد. مسئولین مربوطه هر چه خودشان را می کشند که بابا هیچ خبری نیست و “Please be seated”  هیچ کسی گوشش بدهکار نیست.

در طول پرواز مهمانداران در مقاطع نسبتاً طولانی از نظرها پنهان می شوند و تنها وقتی ظاهر می شوند که می خواهند خوراکی مابین مسافران تقسیم کنند، رویم به دیوار تو گوی انگار میهماندار فقط مسئول  پروار بندی است و بس! البته در عوض در این مقاطع هواپیما در اشغال مسافرین قرار می گیرد و شما شاهد تظاهرت و تجمعات نه چندان آرام بسیاری در راهروهای هواپیما خواهید بود. اگر کسی که قبلاً تجربه پرواز با ایران ایر را نداشته این صحنه را ببیند به یاد شورشهای کشتی در قرون 17 و 18 می افتد!

در پروازهای ایران ایر درست برعکس همه جای دنیا این شما هستید که موظفید به خدمه پرواز لبخند بزنید و از آنها تشکر کنید، در مقابل آنها هم اگر خوششان آمد به شما جواب می دهند.

بعد از فرود و حتی قبل از اینکه خدمه پروازی از مسافران خواهش کنند که تا باز شدن درها در جای خود بمانند، همه در یک حرکت هماهنگ کیف به دست پشت در هواپیما صف کشیده اند.

در مقصد هم به خصوص اگر آن مقصد تهران باشد شما شاهد رقابت بی رحمانه ای مابین مسافران در عبور از کنترل گذرنامه، تحویل بار و گمرگ می باشید و این دور تسلسل همچنان ادامه دارد.

البته واجب است در کنار تمامی انتقاداتم و برای اینکه بی انصاف نباشم به این اشاره کنم که حتی در سایتهای نظر سنجی خارجی از دو چیز ایران ایر تعریف شده است، اول مهارت فوق العاده خلبانان که در فرود آرام انها خود را نشان می دهد ودوم کیفیت، مزه و حجم غذای سرو شده در طول پرواز که از بسیاری از ایرلاینهای دیگر بهتر است.منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 3:16 PM  توسط omidreza   | 

داتوک سری دکتر احمد زهید  حمیدی ۵۵ ساله وزیر کابینه آقای بداوی دیروز در ۳۲ امین مراسم  فارغ التحصیلی دانشجویان یو پی ام  به اخذ درجه دکتری دست یافت. داتوک زهید  موفق به اخذ  دکترای ارتباطات و تکمیل تز خود پس از هفت سال شد . نامبرده یکی از پر نفوذ ترین و مقتدر ترین اعضای حذب آمنو و وزرای کنونی است که هم رابطه خوبی با انوار ابراهیم و هم بداوی دارد

او رکورد دار اولین وزیر مالزیایی است که در طول دوران وزارت خود به تحصیل ضمن خدمت در مقطع دکترا اشتغال داشته است. دکتر زهید درپایان این مراسم اعلام کرد انجام تز دکترای یک وزیر در طول هفت سال نشانگر این است که این شایعه ای که وزرا و حکومت مداران به راحتی مدرکی برای خود از دانشگاه می خرند کاملا غلط است. دکتر زهید ادامه داد : من مجبور بوده ام که شتابان و در سختی تکالیفم را قبل از موعد مقرر به انجام برسانم و بارها و بارها مسیر تزم را پس از اینکه کمیته سوپروایزی ارزیابی کرد تغیر بدهم.

دکتر زهید ادامه داد دانشگاه یو پی ام دانشگاهی است که صرف نظر از هرگونه جانبداری و استتنا دانشجویان را ملزم می کند که بهترین و با کیفیت ترین کارهای علمی را انجام بدهند. همچنین در این مراسم فارغ التحصیلی دکتر "سورین پیستوان" دبیر کل "آ س آن" موفق به دریافت دکترای اقتصاد گردید. گفتنی است در مراسم فارغ اتحصیلی ریس دانشگاه یو پی ام شاه سلنگور شخصا مدارک را اعطا می کند این مراسم از روز شنبه شروع شده است وبه مدت ۵ روز ادامه خواهد داشت در این مراسم ۷۸۴۶ دانشجو در مقاطع دیپلم - لیسانس- فوق لیسانس و دکترا مدرک خواهند گرفت منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 8:55 AM  توسط omidreza   | 

 

اولین قدم جدی دانشجویی که پا به مالزی می گذراد خرید یکدستگاه لپ تاپ است حالا چه کامپوتری خوب است ؟ چه مارکی بخرد و ....

مهندس آرش تودشکی یک کامپیوتر باز  گمنام حرفه ای که بدون غذا می تواند زنده بماند ولی بدون کامپیوتر نه می نویسد: 

مسلماً سرعت پردازنده و پشتيبانی از بانکهای متعدد حافظه RAM و پشتيبانی از درگاه های ورودی و خروجی مختلف از ويژگی های يک رايانه خوب بحساب می آيند. اما سيستم عامل و نحوه مديريت برنامه های در حال اجرا و سازگاری نرم افزار با ساختار پردازنده عوامل مهمی در جلب رضايت کاربر است.

سیستم عامل ویستا به دليل شتابزدگی در ارائه آن به بازار دارای هسته ای بزرگ و سنگین شد و احتیاج به سخت افزارهای قوی بروز داشت و اين باعث اعتراضات شدید نسبت به ویستا شد. اما مایکروسافت تصميِم دارد در نسخه بعدی ویندوز این قضیه را کاملا تغيير دهد. به زبان ساده محصول جديد سيستم عاملی شگفت انگيز به نام minwin که هسته ویندوز 7 می باشد و فقط 25MB حجم آن هست و حافظه داخلی را تا 40MB  اشغال میکنه. هسته minwin واسط کاربری گرافیکی نداره و از رابط تمام صفحه ای  command lineاستفاده میکنه. این هسته دارای ساب سیستمهای I/O  و شبکه و قابليت پشتيبانی بهتر از virtual hard disk است. به همين دليل بسيار سبک است با حجمی در حد ويندوز 95 و به دليل بهبود چشمگير سادگی برنامه پايه در سرعت عمليات مصرف باطری کمتری را طلب خواهد نمود. پس از اين به بعد برای خريد کامپيوتر زياد وسواس به خرج ندهيدمنبع خبر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 12:54 PM  توسط omidreza   | 

 دعوای چند تا مالزی نویسان محترم که همگی هم از دوستان مهندس جوان هستند موضوعات داغ جامعه ایرانی وبلاگ نویس و وبلاگ خوان اینترنت باز چند وقت گذشته بود

پیشنهاد  تحریم کنسرت کامران و هومن چون خودشان را کانادایی معرفی کرده اند توسط خبرنامه مالزی  -  متهم کردن یکی از این مالزی نویسان(ایران مالزی) مالزی نویس دیگری (پارس تراول)را به داشتن سایت کم بیننده و شرکت به درد نخور و حمایت افراد بی هویتی چون کامران و هومن .  در جواب متقابل هک شدن وبسایت نامبرده و آمدن تبلیغ برای کامرا ن و هومن در وبسایت ایران مالزی-  حمایت یکی دیگر  مالزی نویسان(بیا تو مالزی) از شرکت پارس تراول با گذاشتن خبر داغ هک شدن سایت فوق الذکرو ادعای ضعیف بودن این وبسایت از لحاظ فنی و نداشتن سکوریتی لازم-  اعلام نظر یک وبلاگ نویس متخصص کامپیوتر(کالج ۱۷) که وب  سایت این شرکت(ایران مالزی) ار اس اس ندارد و به درد نمی خورد باز گرداندن  سایت به حالت اولیه کمتر از ۲۴ ساعت و صادر کردن یک چک ۵۰ رینگیتی برای دست نداختن سایت حامی پارس تراول(بیا تو مالزی) که متهم به هک کردن شده   . ورود مدیر وبسایت ایسام به صحنه برای حمایت  پا درمانی و ریش سفیدی از برادر خود و سو  استفاده مخالفان انجمن دانشجویی یو پی ام ونوشتن انواع و اقسام کامنت توهین آمیز به نامبرده  از موضوعات قابل توجه می باشد.

. و اما مهندس جوان در کمال بیطرفی مثل کشور سوییس می گوید که با هیچ کس دعوا ندارد و با گفتمان و گفتگوی تمدنها  موضوعات قابل حل می باشند ولی ببینیم روزنامه استار چه گفته است.

روزنامه استار می نویسد: کنسرت کامران وهومن دوخواننده محبوب ایرانی که در تهران به دنیا آمده اند ولی در کانادا برزگ شده اند در مالزی برای اولین بار برگزار خواهد شد. نامبردگان که با گروه بلک کت تلفیق موسیقی ایرانی و غربی را شروع کردند 

 این دو برادر  در بسیار ی از کشورها مثل آمریکا۰ استرالیا- آلمان- هلند فرانسه  دبی و... برنامه اجرا کرده اند . این دو برادر در حال ظبط اولین آلبوم خود برای بازار آمریکا به زبان انگلیسی می باشند  تعداد زیادی از طرفداران آین دو  از کشور های مختلف ۷ غروب  ۱۹ اکتبر در pwtc برای دیدن برنامه شان جمع خواهند شد  اجرای رقص عربی در اول برنامه از ویژگی های این کنسرت است. روزنامه استار شماره تلفنهای ۰۱۲۲۵۴۳۴۹۴(فرید) و ۰۱۲۶۲۷۰۷۶۳ نانسی را برای خرید بلیط به قیمت ۱۶۰ رینگیت اعلام کرده است اینجا

صرف نظر از اینکه مهندس جوان علاقه ای به موسیقی پاپ ایرانی ندارد ولی از پی گیری و سماجت و جدی بودن  فرید و شرکت پارس تراول در کارش لذت برد. حالا این سوال در ذهن انسان مطرح می شود آیا ر سانه ها  مثل بلاگر ها- روزنامه ها مثل استار و ... اهل حق حساب گرفتن هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 9:24 AM  توسط omidreza   | 

.
نخست وزیر پیشین ممکن است که بازنشسته شده باشد ولی همچنان با تیزبینی یک شاهین رقابت های منطقه را دنبال می کند.
دفتر واقع در پوتراجایا یکی از سه محل کار وی به شمار می رود. وی همچنین وقت خود را در دفتر فوق پیشرفته برج پتروناس و روزهای جمعه معمولا در دفتر بنیاد البخاری (Al-bukhary) می گذراند که در نزدیکی مسجد ملی، جایی که برای شرکت در نماز جمعه انتخاب کرده قرار گرفته است.
دکتر ماهاتیر با لباس صحرایی آستین بلندش و ساعت ورزشی جی شاک ظاهری چشمگیر دارد و باور این را که 83 ساله است مشکل می سازد.
او پس از جراحی قلب سال گذشته وزن بیشتری کم کرده و به وزن 59 کیلو رسیده است اما به هیچ وجه کم وزن به نظر نمی رسد و صدایش همچنان طنینی ویژه دارد.

این مسئله از موج مردم شرکت کننده در میهمانی عید فطر امسال او به خوبی مشخص می شد. او که به وقت شناسی زبانزد است راس ساعت 10 صبح در محل خوشامد گویی به میهمانان حاضر ایستاده بود. اما وقتی که تا بعد از ظهر از تراکم جمعیت وارد شونده کاسته نشد به همراه تون دکتر سیتی هسما محمد علی (Tun Dr Siti Hasmah Mohd Ali) و در حالی که روی مبل نشسته بودند به خوش آمد گویی به میهمانان ادامه داد.
این جمعیت نه به خاطر پذیرایی و بلکه به خاطر دیدن و دستبوسی وی و گفتن آنکه دلتنگ دیدنش بوده اند گرد آمده بودند. آنها همچنین حرف های بسیاری از جانشین وی برای گفتن داشتند. دکتر ماهاتیر از اینکه خاری در پهلوی نخست وزیر داتو سری عبدالله احمد بداوی است عذری نمی خواهد. او هر آنچه در توان داشته برای مهار قدرت جانشینی که خود برگزیده انجام داده ولی این پروسه تغییر رهبری نیازمند نتایج قاطع انتخابات عمومی بوده است.
در نهایت چانه زنی های درون حزب غلبه یافت و دکتر عبدالله راه آقا منشانه را انتخاب کرد و تصمیم گرفت که نامزد مجدد ریاست حزب Umno نشود.
در مصاحبه ای که چند ساعت پیش از اعلام نظر نهایی دکتر عبدالله انجام شد،  او کارهایی را انجام داده که پیش از این هرگز فرصت انجام آنها را نداشته است مانند رانندگی در آزاد راه شمال-جنوب برای اولین بار در زندگی.
بله، مردی که در پشت پروژه های عظیم کشور قرار داشته هیچگاه در این مسیر سفر نکرده چراکه در زمان نخست وزیری همیشه پرواز می کرده است.
ولی سال گذشته بعد از شرکت در مراسم تدفین خواهرش در کداه (Kedah) او پشت فرمان نشست و برای اولین بار از الورستار (Alor Star) تا کوالالامپور رانندگی کرد. تفاوت راه از زمان جوانی اش که در مسیر باریک و پر پیچ و خم بین این دو شهر رفت و آمد کرده بود از زمین تا آسمان به نظر می رسید.
گزیده ای از مصاحبه را در زیر می خوانید:
س. پس از انتخابات سراسری بعدی چه کسی به مقام نخست وزیری خواهد رسید، داتو سری نجیب (Datuk Seri Najib)  یا داتو سری انور (Datuk Seri Anwar ) ؟
پ. اگر این مرد (انور) به نخست وزیری برسد برای کشور مصیبتی خواهد بود چراکه او اصولی ندارد. بزرگترین آرزویش رسیدن به این مقام است و می خواهد که همه ایده هایش را به سایرین دیکته کند. اما خواهید دید که وقتی عبدالله نامزد نشود بسیاری از کسانی که به حزب مخالف رای داده بودند باز خواهند گشت. نجیب بخشی از اعتبار خود را در جریان انتقال قدرت حزب Umno از دست داده است اما اگر دوام آورد و برنامه ای برای جذب آنها که از حزب روگردانده اند ارائه دهد شانس نخست وزیری دارد.
ما نمی توانیم قدرت بسیار زیادی به نخست وزیر و دهبر حزب Umno بدهیم چراکه احتمال سوء استفاده از آن وجود دارد. من بارها گفته ام که او باید گروهی از مشاوران داشته باشد تا از مسیر مورد انتظار فاصله نگیرد. به این ترتیب اینکه برای  خانواده اش  امتیازات ویژه در نظر بگیرد مشکل خواهد شد. این گروه نباید توسط خود او برگزیده شوند بلکه شاید مجمع رهبران سابق حزب و قانون گزاران بتوانند در این زمینه نقشی ایفا کنند. اگر از من خواسته شود بدون دریافت حقوق در آن شرکت خواهم کرد.
س. حتی پس از آنکه دکتر نجیب رهبری حزب را برعهده گیرد شما همچنان به عنوان صدای منتقد و توازن بخش عمل خواهید کرد؟
ج. من به عنوان یک شهروند انتقاد خواهم کرد، من حق دارم انتظار داشته باشم که کشورم به خوبی اداره شود. من باید ببینم که کشورم به خوبی اداره می شود. اگرنه، آنوقت وظیفه ام را به عنوان یک شهروند انجام خواهم داد. ممکن است که در انتقادم محق نباشم، آن را به قضاوت دیگران واگزار می کنم.همیشه به مردم می گویم که باید به کشورشان افتخار کنند و فقط وقتی می توانند به کشورشان افتخار کنند که کشوری موفق باشد. پس باید برای موفقیت آن تلاش کنند.
س. آیا جبهه ملی می تواند مشروعیت از دست رفته خود را بازیابد؟
ج. در مناطقی که گروه های مخالف در رقابت نزدیک برنده شدند مانند پراک (Perak) و سلانگور (Selangor) کاری بسیار مشکل ولی ممکن است. در کداه (Kedah) و پننگ (Penang) این کار سخت خواهد بود. در کلانتان (Kelantan) فکرنمی کنم امکان آن وجود داشته باشد. وقتی چیزی خراب می شود دوباره ساختن آن زمان می برد به ویژه اگر آنها که برنده شده اند دولت خوبی تشکیل دهند، اشتباهات کمی داشته باشند و تعصب نژادی را به کنار نهند. در منطقه کداه این مرد (داتو سری عزیزان عبدالرازک Datuk Seri Azizan Abdul Razak  از حزب PAS) سعی نکرده که کلانتان دیگری بسازد. او بسیار محتاط، زیرک و هوشیار بوده و می خواهد که رضایت مردم را جلب کند.
س. نظر شما درباره تنش روز 16 سپتامبر چیست؟
ج. من پیش بینی کرده بودم که این اتفاق نخواهد افتاد. برای گروه های مخالف از میان همه راه های موجود ساده تر است که دولت را همراهی کنند. قبل از 16 سپتامبر من به روسای جبهه ملی در استانهای Sabah و Sarawak نامه ای نوشتم و گفتم که اگر می خواهند موثر باشند و اگر از موقعیت فعلی خود ناراضی اند، باید گروهی تشکیل دهند و خواسته هایتان را بیان کنند. به آنها گفتم در هر زمانی که شما از حزب دست بکشید دولت سقوط خواهد کرد و شما حتی امکان آن را خواهید داشت که نخست وزیر را از قدرت کنار بگذارید. یک یا دو نفر به من جواب نوشتند و بقیه فقط تشکر کردند و یا پاسخی ندادند. 
س. مالزیایی ها در انطباق با چشم انداز سیاسی جدید مشکل داشته اند و ناخشنودی آنها به شکل اختلافات نژادی بروز کرده است.
ج. احزاب سیاسی و گروه ها احساس می کنند که دولت ضعیف است و مسائل حساسی مانند NEP و مشکلات قضایی را طرح کرده اند که به عقیده ما نباید به طور عمومی در مورد آنها بحث شود. مالایی ها حس می کنند که این گروه ها نژاد پرستند چراکه حملات آنها عمدتا متوجه مالایی ها می شود. پاسخ مالایی ها هم بر مبنای همین گرایشهای نژادی قرار دارد. بنابراین هردو طرف درگیر مسائل نژادی شده اند نه فقط مالایی ها.
س. وبلاگ شما موفقیتی بسیار بزرگ داشته است.
ج. مردم به دنبال کسب اطلاعاتند ولی اطمینان خود را از رسانه های دولتی از دست داده اند. به آنها گفته می شود که تورم 7 درصد است ولی وقتی باید 30 درصد بیشتر برای سوخت بپردازند نه 7 درصدی که به آنها گفته می شود اختلاف را حس می کنند. همینطور به آنها گفته می شود که سرمایه های خارجی در حال ورود به کشور است ولی واقعا این سرمایه ها کجاست؟ آیا شاهد اتفاقی در راهروهای تصمیم گیری بوده اید؟ عرب ها آمدند، شرایط را دیدند، برای سرمایه گذاری اعلام آمادگی کردند، رفتند و دیگر بازنگشتند. عربها می توانند فقط روی ساختمان سازی و نه زمین سرمایه گذاری کنند. شغلهای ایجاد شده کجا هستند؟
س. چه زمانی شما دوباره به حزب خواهید پیوست؟
ج. گفته ام که تا زمانی که عبدالله نخست وزیر است این کار را نخواهم کرد. اما مسئله عضویت دوباره من نیست. مردم به دنبال من از حزب خارج شدند و بسیاری از شاخه های حزب تعطیل شد اگرچه که در اخبار منعکس نگردید. من نمی توانم آنها را به همین وضعیت رها کنم. باید کاری کنم که دوباره به میدان بیایند. این مسئله هم هست که ممکن است عضویت من وتو شود.
س. رقابت فشرده ای برای معاونت ریاست حزب در جریان است.
ج. می خواهند که رای را طوری بشکنند که محی الدین (Muhyiddin) برنده نشود. ولی این امر ممکن است با شکستن رای های مخالف به سود وی نیز تمام شود.
س. آیا در مورد دکتر عبدالله گذشته را فراموش خواهید کرد؟
ج. اگر از قدرت کناره بگیرد. آسیب وارده وحشتناک بوده است. من همیشه در برابر مردم کشورهای دیگر به داشتن چند نژاد درکشور بالیده ام و گفته ام که ما به خوبی در کنار هم زندگی می کنیم. ولی امروز مردم خوشحال نیستند سایر نژادها مالایی ها را سرزنش می کنند.

س. رفتاری که با نخست وزیر داشتید فقط به خاطر ناراستی او بود یا چیز دیگری هم در میان بود؟
ج. تا پیش از رفتار غیر اخلاقی او من از آنچه می دیدم ناراضی بودم ولی چیزی به زبان نمی آوردم. چند روز پس از واگذاری قدرت و پس از آنکه او قول داد که پروژه آزاد راه شمال جنوب را با قدرت و توانی دو چندان دنبال می کند او پروژه را ملغی اعلام کرد. او همچنین 98 میلیون دلار برای پروژه سد باکون (Bakun) با استناد به جزئیات فنی حقوقی به سرمایه گذاران عرب بازگرداند. 
من تلاش زیادی برای آوردن این سرمایه ها از دبی انجام داده بودم. فکر این بود که وقتی آنها روز پروژه برق-آبی سود ببرند آماده راه اندازی یک طرح استخراج آلومینیوم نیز خواهند شد که مصرف برق بالایی دارد.
بنابراین وقتی با ناراستی او روبرو شدم واقعا رنجیدم، کمر مرا شکست

.نقل از ایران مالزی


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 5:22 AM  توسط omidreza   | 

 

 ماجرای ازدواجی بود در یکی از روستاهای فومن !
بله ، این آقا داماد 28 ساله در راستای اجرای سفت و محکم سنت ازدواج با یک تیر 2 نشان زد و در یک عمل انتحاری 2 دختر 27 و 24 ساله رو به عقد خودش درآورد !
البته حرف و حدیثهای فراوانی وجود داره که چطوری شد که اینطوری شد !!! ولی چیزی که من شنیدم به این شکل بوده :
عروس بزرگه ( همون 27 ساله ) با این آقا داماد ماجرا ، گویا چند مدتی دوست بودن ، پس از مدتی که خانواده محترم داماد از این ماجرا بی خبر
(به روایتی مخالف ) بودن دختر 24 ساله ای رو انتخاب می کنن و داماد بیچاره ! رو بر سر 2 راهی قرار     می دن .
پس از کش و قوس های فراوان و تهدید عروس بزرگه مبنی بر خودکشی و .... این برادر ارجمند که زیاد از این 2 راهی بدش نمی اومد حل مشکل رو بر عهده 2 تا عروس خانوم می ذاره تا با هم به توافق برسند که کدومشون زن این آقا بشه !
اون بانوان محترمه هم ، هر دو به این نتیجه می رسند که 2 تایی به عقد این فرد در بیان و .... مبارک است انشاءالله !! منبع خبر وبلاگ مینا کبودر آهنگی
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 5:11 AM  توسط omidreza   | 

 عبدا.. بداوی به خبرنگاران گفت فقط تا ماه مارس به عنوان نخست وزیر به کار خود ادامه خواهد داد.
او همچنین به تعدادی از اقداماتی که مایل است پیش از پایان مسوولیت خود شاهد آنها باشد اشاره نمود.
این اقدامات شامل روندی برای تحول سیستم قضایی، یک لایحه بر ضد رشوه خواری برای ایجاد امکان بیشتر برای مبارزه با این پدیده و تاسیس یک کمیسیون ویژه برای رسیدگی به شکایات برای بهسازی نیروی پلیس خواهد بود.  
پیش بینی می شود که  نجیب ریاست حزب را بدست آورد که در صورت کسب این پیروزی او ششمین نخست وزیر کشور خواهد شد.
او پس از بیان آنکه رهبران حزب به خوبی از اخبار موجود آگاه شده اند افزود: "می دانم که عملکرد خوبی نداشته ام، زمان آن رسیده که شخص دیگری به صحنه بیاید."
نقل از ایران مالزی

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 9:27 AM  توسط omidreza   | 

 

طبق آخرین رنکینگ تایمز در لندن دانشگاه یو ام به مقام اول مالزی با رتبه ۲۳۰ جهانی داشگاه یو کی ام دوم  با رتبه ۲۵۰ و دانشگاه سلطنتی یو پی ام به  رتبه ۳۲۰  جهانی دست یافت . ۲۰۰ دانشگاه برتر دنیا هنوز تحت انحصار آمریکا و انگلیس با هاروارد در راس جدول و ییل و کمریج دوم وسوم شدنداینجا

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 6:45 AM  توسط omidreza   | 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 5:55 AM  توسط omidreza   | 

به گزارش خبرگزاري فرانسه ، «كوچين وا» سخنگوي پليس مالزي به خبرگزاري رسمي برناما گفت: براي ترك سيگار و درمان ساير بيماري‌هاي محمدابراهيم قادر ميدين 47 ساله و همسر 41 ساله او به نام روسينا ميدين پيلاي، آنقدر آنان را زدند تا بر اثر خونريزي و شكستن سرشان از دنيا رفتند.

دختر 15 ساله يكي از 4 قوم و خويش اين زوج را نيز كه در مراسم شركت داشتند كتك زدند كه در حال حاضر با حال وخيم بستري است. به گزارش پليس ، محمد ابراهيم از اقوامش خواست كمك كنند سيگارش را ترك كند و گفت همسرش نيز دچار آسم و بيماري كبدي است.

يكي از مردان 23 ساله از اقوام او پيشنهاد كرد در مراسمي كه با حضور همه اعضاي خانواده تشكيل مي‌شود شركت‌ كنند تا زن و شوهر از شر سيگار و بيماري‌هاي ديگر خلاص شوند.

در اين مراسم سر زن و شوهر ساده‌لوح را به ميزها كوبيدند و با دسته جارو به سرشان زدند. گفته مي‌شود يكي از 4 مظنون، كه اكنون تحت بازداشت پليس است، به يك فرقه منحرف تعلق دارد.منبع خبر بیا تو مالزی

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 12:34 PM  توسط omidreza   | 

 

چند وقت پیش نفیسه مطلق  در رابطه با پیشنهاد یکی از مالزیایی ها برای پیدا کردن یک دختر ایرانی برای همخوابگی کوتاه مدت (صیغه) مطلبی نوشته بوداینجا . داستان را خواندم و لی به جدیت قصه و عمومیت این مفهوم که ایران محلی است مثل تایلند که دختران آن خود را کوتاه مدت تحت عنوان صیغه عرضه می کنند شناختی نداشتم.

تا این که امروز صبح در حین خواندن  دومین خبر پرخواننده  اخبار  روز روزنامه استار مالزیی به خبری رسیدم تحت عنوان : چرا مردان مالزیایی زن دوم می گیرند؟اینجا 

این مقاله که توسط خانمی به نام دینا زمان که خود را سکولار و مدرن معرفی می کند نوشته شده مناظره ای است بین نویسنده مقاله و یک مردی که در صدد ازدواج مجدد است. نویسنده به ریشه یابی تفکر ازدواج مجدد و توجیه ظاهری آن با وصل موضوع به مسایل مذهبی و کمبود عاطفی و جنسی هالیوودی مردان مالزیایی و مقایسه الگوهای  زن غربی  و زن مذهبی مالزیایی می پردازد. او اعتقاد دارد تمام این توجیهات مذهبی حرف است و مقصود مردان مالایی رسیدن به الگوهای جنسی غربی با همان ارزشها مثل لذت بردن از دامن مینی زوپ-و.... است.

  اما نکته بسیار تاسف انگیز که فرضیه  نفیسه را تایید می کند این است که در تفکر مالزییای ها ایران کشوری است به مانند تایلند که در آن دختران به صورت کوتاه مدت خدمات جنسی ارایه می کنند و به آن صیغه متعه می گویند. ظاهرا این تفکر به قدری همه گیر است که نویسنده این سوال را مطرح می کند " چرا ما زنان مالایی- مذهبی یا مدرن مردان خود را با عملکرد غلط خود محبور کرده ایم که به ایران و تایلند بروند و عمل جنسی صیغه متعه را انجام بدهند؟ (خط ۱۸- مقاله)

. We modern Malay women, be they religious or not, were forcing men like him to marry in Thailand or Iran, where they practised nikah Muta’ah.

جای تاسف است که عمل کرد بد یک سیستم منزلت اجتماعی یک کشور را که چهارمین تولید کننده نفت دنیا ودومین تولید کننده گاز دنیا است را به اینجا برساند

پاورقی: ازآنجایی که در وبسایت ایسام برادری  ایراد فرموده بودند در مورد مفهوم  nikah Muta’ah و نیکاه متعه را ازدواج دایم ترجمه کرده اند و فرموده اند در مالایی ها نکاه متعه به معنی ترجمه شده  بالا وجود نداربه استحضار می رسانم که زبان مقاله زبان سلیس  انگلیسی می باشد و تعربف nikah Muta’ah در۱- اینجا - ۲-اینجا (Nikah Mutah is temporary marriage. )-اینجا ۴- در کتاب

 Islam in Malaysian Foreign Policy By Shanti Nair, Institute of Southeast Asian Studies به وضوع در رابطه با معنی واقعی ومتداول  نکاه متعه  در مالزی توضیح داده که

( a form of contract marriage for a period of time) در اینکه معنی" نکاه" یعنی ازدواج دوست عزیزمان چشم بسته غیب گفته است دیگر در فارسی خودمان هم همین ترجمه است ولی در نکاه متعه قطعا بحث ازدواج قراردادی برای مدت معین برای مرد زن دار  منظور است. ما با یک نفر مالایی موضوع را مشورت کردیم  جناب "اتچیک نصیر مالایی الاصل با کلاه مالا یی" مشورت کردیم   همان نظر ویکبیدیا را ترجمه کرد. حالا زیاد هم سخت نیست نویسنده مقاله یکی از نویسندگان معروف مالایی است می توان به او ایمیل زد و پرسید منظورش از نکاه متعه ازدواج دایم است یا ازدواج دوم  برای مرد زن داربرای مدت معین. به هر حال تشکر از اظهار لطف ونظرات محققانه دوست عزیز  

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 5:8 AM  توسط omidreza   | 

دیروز شبکه الجزیره گزارشی در رابطه با اوضاع بحرانی اقتصاد دبی ارائه کرد. در این برنامه ضمن نشان دادن پروزه های ساختمانی وحشتناک دبی مثل (بلند ترین برج دنیا)  برج دبی به طول تقریبی  یک کیلومتراینجا گزراش داد . این برج از فاصله ۹۶ کیلومتری هم قابل رویت هست( فرضا از قزوین تا تهران) .

سپس خبرنگار مربوطه  به داخل ساختمان بورس دبی رفت و از در سرو کله زدن  سهامداران بورس دبی  و کندن موهای سرشان گزراش پخش کرد. کارشناسان این بحران را ناشی از بحران اقتصادی جهانی دانستند و محتمل می دانند بسیاری از پروزهای دبی تحت تاثیر این شوک متوقف شود.

وبلاگ نویس خوب مالزی مهندس آرش  تودشکی بار دیگر از کالج ۱۷به عرصه وبلاگ نویسی وارد شد.اینجا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 6:5 AM  توسط omidreza   | 


موسسه تحقيقاتي اسكاي تركس (SKYTRAX) از معتبرترين موسسات رتبه بندي شركتهاي هواپيمايي و فرودگاههاي دنيا است و در حال حاضر 225 شركت هواپيمايي دنيا را سالانه رتبه بندي مي كند. اين شركت كه در سال 1989 در لندن تاسيس شد، متعلق به بخش خصوصي است و 19 سال سابقه فعاليت دارد.
نظر سنجي "اسكاي تركس" از مسافران شركت هواپيمايي ايران اير به شرح زير منتشر مي شود.
*ترجيح مي‌دهم پاي پياده سفر كنم، ولي با "هما" سفر نكنم

"ميم شمس كه روز 14 اوت 2008 با يك فروند هواپيماي قديمي بوئينگ 747 از كپنهاگ به تهران بازگشته است مي گويد ، ترجيح مي دهم دفعه بعد كه بخواهم به تهران سفر كنم تمام مسير را پاي پياده بروم ولي با شركت ايران اير مسافرت نكنم . خدمه هواپيما هيچ توجهي به مسافرين ندارند . زماني كه زنگ مخصوص را مي زنيم ، خدمه هيچ توجهي به شما ندارند و به سراغتان نمي آيند . اگر خوش شانس باشيد و اگر كنارتان رد شوند ، مي توانيد درخواست خود را با آنها مطرح كنيد" .
*سيستم تهويه هوا كار نمي كرد
استيو تان كه چهارم ژوئن 2008 با يك فروند ايرباس قديمي از دوبي به تهران آمده است ، مي گويد: سيستمهاي تهويه هواي هواپيما كار نمي كرد ، بنابراين مسافرين مجبور بودند بيش از 30 دقيقه هواي نامساعد را تحمل كنند . خدمه هواپيما با درخواست مسافرين آب خنك مي آوردند . غذا خوب بود . با توجه به عمر هواپيما ، انتظارات ما برآورده شد . تنها از اين خوشحالم كه به سلامت فرود آمديم .
*پرواز سر ساعت و به موقع انجام شد
محمد ضيا ابراهيمي 27 مي 2008 كه با پرواز بيزينس كلاس مسافرت كرده ، مي گويد ، خدمه هواپيما كمك و يار مسافرين بودند . هواپيماي 747 بسيار قديمي بود ولي پرواز سر ساعت و به موقع انجام شد
*دريغ از يك لبخند خدمه پرواز
ام يالفاني 22 ژانويه 2008 با هواپيماي ايرباس 300-600 از آمستردام به تهران آمده است . وي مي گويد ، پرواز از آمستردام به موقع انجام شد . رفتار خدمه هواپيما دوستانه بود ، گرچه آنها از يك لبخند خشك و خالي خودداري مي كردند . سيستم هدفون در صندلي من كار نمي كرد . غذا خوب بود . پرواز برگشت به علت بارش برف سنگين ، 5/2 ساعت تاخير داشت . در مجموع با توجه به عمر هواپيما و امكانات آن ، از خدمات ايران اير راضي بودم .
* غذا در مسيرهاي داخلي چندان گرم و خوشمزه نيست
عباس آسيم 12 دسامبر 2007 كه از كراچي به تهران ، تهران به مشهد و سپس تهران به دمشق و دمشق به تبريز و از تهران به كراچي سفر كرده مي گويد ، در مسيرهاي بين المللي ، خدمات كاملا خوب است . غذا گرم و از نظر كميت خوب است . در مسيرهاي داخلي غذا چندان گرم و خوشمزه نيست . خدمات در فرودگاهها مناسب است ولي جاي پيشرفت دارد . رفتار خدمه هواپيما دوستانه است و پروازها معمولا سر وقت انجام مي شود . هواپيماهاي قديمي روسي در پروازهاي داخلي اصلا راحت نيست .
* خدمات هما در حد يك شركت هواپيمايي متوسط است
جورج ميسيوچ 10 اكتبر 2007 مي گويد ، هواپيماي فوكر خوب است ولي به هر قيمتي نبايد با هواپيماهاي توپولف روسي مسافرت كرد . رفتار خدمه پرواز دوستانه بود و در كل خدمات در حد يك شركت هواپيمايي متوسط بوده است.

*خدمه هواپيما در طول پرواز رفتار دوستانه اي داشتند

اي اندرسون 20 اوريل 2007 در پرواز بازگشت از هيثرو به تهران ، هواپيما قديمي ولي تميز بود و همه چيز كار مي كرد . خدمه هواپيما در طول پرواز رفتار دوستانه اي داشتند و سخت تلاش كردند . غذا خوب و زياد بود و در صورت درخواست ، نوشيدني آورده مي شد . رييس خدمه پرواز يك زن بود كه كاملا در كارش حرفه اي به نظر مي رسيد . هيچ گونه نوشيدني الكلي براي مسافرين سرو نمي شد . ايران و مردمش بسيار دوست داشتني هستند . ايران كشوري بسيار جذاب و جالب است كه يك بار به ديدنش مي ارزد .

*ايران اير با توجه به امكانات موجود، بهترين خدمات را ارائه مي‌كند

درك برايس 30 آوريل 2006 گفت ، ايران اير با توجه به امكانات موجود ، بهترين خدمات را ارائه مي كند . ايران به علت تحريمهاي امريكا امكان دستيابي به هواپيماهاي جديد را ندارد ولي طي سالهاي اخير از هواپيماهاي جديد اي 330 در برخي از مسيرها استفاده مي كند . خلبان با مهارت خاص و عجيبي هواپيما را فرود آورد كه اين آرام ترين فرود من طي 27 سال پرواز بود . در پرواز به شيراز با يك فوكر 100 ، غذا مناسب و ساده ولي زياد بود . خدمه زياد تلاش مي كردند .

* در آخرين سفر با "هما" كاملا نااميد شدم

ف نيكخواه اول سپتامبر 2005 در اين باره مي گويد ، من تا كنون بارها با ايران اير سفر كردم ولي آخرين مسافرت ، مرا كاملا نااميد كرد . در پروازي كه با دختر 9 ماهه ام بوديم ، هيچ امكاناتي براي رسيدگي به يك كودك نه ماهه وجود نداشت . وقتي از يكي از خدمه هواپيما ، امكاناتي براي رسيدگي به وضعيت كودكم خواستم ، گفت ، آيا اين دفعه اول است كه با ايران اير سفر مي كنيد و ما مجبور شديم پوشك كودكمان را كف هواپيما عوض كنيم كه اين موجب آزردگي خاطر ساير مسافرين شد . فيلمهاي ايراني از طريق پروژكتورهاي قديمي نمايش داده مي شد و اكثر هدفون ها كار نمي كرد . در برخي از پروازها علي رغم هشدار در خصوص استعمال دخانيات ، برخي از مسافرين سيگار مي كشيدند و خدمه هواپيما نيز قصد نداشتند با صحبت يا توسل به زور مانع از اين اقدام شوند . كنترل مسافرين از سوي خدمه بسيار ضعيف بود .

* قوانين ايمني را با شدت اروپاييها انجام نمي‌دهند

پي گاراو 7 ژوئن 2005 در اين باره مي گويد ، كيفيت غذا خوب بود . هواپيماي بوئينگ قديمي بود و به نظر مي رسيد بايد بازنشسته شود . در ارتفاع 30 هزار پايي احساس مي كردم هر لحظه امكان سقوط وجود دارد . رفتار خدمه هواپيما دوستانه بود . آنها قوانين ايمني را با شدت و خشكي اروپاييها انجام نمي دهند . وقتي به يكي از آنها در خصوص سيگار كشيدن يكي از مسافرين اطلاع دادم ، به سرعت پيگيري كرد و جلوي او را گرفت . فيلمهاي فارسي با زير نويس انگليسي براي كسي كه كمترين دركي از فارسي ندارد ، اصلا مناسب نيست .

*خدمه هواپيما نسبت به بي‌نظمي مسافرين هيچ تذكري ندادند

آندريو پاويت 10 اكتبر 2004 كه از تهران به بيروت سفر كرده مي گويد ، پرواز سر ساعت انجام شد و غذاي خوبي نيز سرو شد . اما آنچه كه مرا بسيار متعجب كرد اين بود كه در حالي كه هواپيما فرود آمده بود ولي به طور كامل متوقف نشده بود ، مسافرين از جاي خود بلند شده و با برداشتن كيف و وسائل خود به سمت در خروجي هواپيما راه افتادند . خدمه هواپيما نيز در اين خصوص هيچ تذكري ندادند . اين مساله را در هيچ يك از پروازهاي قبلي نديده بودم .

* ايران اير اشكالاتي دارد ولي خلبانهاي آن ماهرند

مازيار بقالي كه از فرانكفورت به تهران سفر كرده ، مي گويد ، ايران اير ارزان ترين پروازها را به تهران دارد و خلبانهاي اين شركت كاملا ماهر هستند . البته پرواز با ايران اير اشكالاتي نيز دارد . اول از همه ، گرچه هواپيماهاي ايرباس اين شركت يكي از ايمن ترين هواپيماهاي جهان است ولي بوئينگ 747 و 727 و هواپيماهاي روسي آن از پير تين و خطرناك ترين هواپيماها به شمار مي روند . بنابراين توصيه من به همه مسافرين اين است كه با اين نوع هواپيماها سفر نكنند
.منبع خبر بیا تو مالزی
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 4:23 AM  توسط omidreza   | 

دوبی 0 – مالزی 1

سالها است که کشور تازه کشور شده امارات و شیخکهای آن دائماً برای جزایر ایرانی خلیج فارس و یحتمل کل خلیج فارس نقشه در سر می پروراند و در حرکتی متقابل، هماهنگ و میهن پرستانه!! هموطنان ایرانی هر چه دارند و ندارند به شکل خرید ملک و تاسیس شرکت و واردات مجدد به شکم این شیوخ می ریزند. در حال حاضر 25 درصد کل واردات کشورمان از مبداء امارات می باشد و در خصوص حجم سرمایه ای که از کشور خارج و در این  شیخ نشین انباشته شده خدا عالم است. خوب معلوم است وقتی این همه ثروت از ایران خارج و به دبی وارد شود در کشورمان فقر می ماند و آنجا همه چیز از خانه گرفته تا ماشین و البته ....... اوکراینی ترگل ورگل می شوند. بعد هم این عزیزان هموطن بسیارمیهن پرست!! به کشورشان که می رسند دماغشان را می گیرند که پیف پیف بو می دهد!!

این مقدمه را گفتم که به خبری از وخامت اوضاع دبی اشاره کنم، ظاهراً تنزل شرایط اقتصادی، تورم 8 درصدی دوسال اخیر، افزایش جرم و جنایت که البته به آفریقایی و اوکراینی تبارها نسبت داده می شود و البته خوش خدمتی به عمو سام بالاخره به تجار ایرانی فشار آورده که به فکر جابجا کردن سرمایه خود باشند. گزینه های مختلفی اعم از گوانگجو (چین)، هنگ کنگ، سنگاپور و مالزی مطرح گردیده که ظاهراً مالزی در اولویت قراردارد.

خبر فوق برای من یکی یکجورهایی خوشایند بود، البته نه به این جهت که پول مملکت از دوبی درآید و به جای دیگری سرازیر شود حال مالزی باشد و یا جای دیگر (اینجانب اگر راه دیگری داشتم همین چندرغازشهریه دانشگاه را هم به اقتصاد کشوری دیگر تزریق نمی کردم!)، بلکه از این جهت که هیچ منطقی حکم نمی کند آب بر آسیاب دشمنت بریزی و در حالیکه او به تکه ای از خاک کشورت نظر دارد تو به اقتصاد او کمک کنی، در هر حال اینجانب با تمام وجود آرزو می کنم ایرانی پول و سرمایه خود را در داخل کشور خودش به کار اندازد، خودش سود منصفانه ای ببرد، مالیاتش را بپردازد، اشتغال ایجاد کند و چرخ اقتصاد را به حرکت درآورد. یعنی همان کاری که اغلب این اجنبیهای خدانشناس می کنند، تازه نه ادعای مسلمانی دارند و نه شعار وطن پرستی سر می دهند و تاریخشان هم به جای چند هزار سال حداکثر به چند صد سال می رسد.وبلاگ علی رضا نقی زاده

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 3:25 PM  توسط omidreza   | 

دیروز بچه های دانشکده به منزل دکتر رهینا ابراهیم معاون دانشکده  دعوت شدیم. ساده زیستی دوری از تجملات خودمانی بودن استاد و دانشجو از صفات برجسته اکثریت استادان مالایی است.

 خانه ای کوچک بود که صندلی هم به اندازه کافی نداشت و صاحب خانه بی تکلف و زودتر از همه بر روی زمین نشت و بچه ها هم  کنارش.  شوهرش بدون ترس و واهمه نظراتش را در باره سیاست مالزی گفت و ابایی نداشت که عنوا ن کند از مخالفین و مبارزین حاکمان وقت است. در پایان ما را تا دم در مشایعت کرد و به مادرمان هم  گفت که سال دیگر هم منتظرتان هستم حتما بیایید. در آخر هم تا همه سوار ماشین نشدند و نرفتند  در بیرون در منتظز ماند. برای مادرم باور نکردنی نبود که معاون دانشکده این گونه زندگی کند.

 دکتر رهینا اگر تفکر ایده ال گرایانه اش که همه جا باید در سطح استانفرد بشود را اصلاح می کرد و کمی هم به تفاوت ظرفیتهای انسانها توجه می کرد یکی از بهترین استادان مالزی بود.

نمونه چنین استادانی را زیاد داشته ام  دوستان دانشکده فنی دوره لیسانس دکترهادی حبیبی ومهندس  مسعود دانشور (تحلیل سازه- سازه های بتن آرمه) را به یاد دارند استادانی فوق العاده باسواد ولی تک بعدی که سالها طول کشید و  ده ها دانشجو اخراج شدند و مسیر زندگیشان عوض شد. و این داستان ادامه اشت تا آنها کار اجرایی شروع کردند و آنجاتازه فهمیدند هر آدمی به درد کاری می خورد اگر کسی در یک ضمینه عالی نیست باز هم حق حیات دارد  و نمره فقط بیست و صفر نیست بلکه بین آن هم رزشیابی می شود و غیره. خوشبختانه من با دکتر رهینا هیچ مشکلی ندارم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 10:3 AM  توسط omidreza   | 

آقا یه مشکلی که ما اینجا پیدا کردیم اینه که باید ۱۰۰ تا رمز password حفظ کنیم و از آنجایی که به توصیه یکی از دوستان هم گوش کردیم که پسورد ها یکی نباشه اونها رو مختلف انتخاب کردیم  کلا گیج شده ایم  وگاها با هم همه را قاطی می کنیم . حالا این پسوردا چیه:

 ۱- رمز عابر بانک ۲- رمز کارت اعتباری ۳- رمز" ای بانک" ۴- رمز سی ام بی کلیک ۵- نام ورود" سی ام بی بنک کلیک" ۶- نام ورود جی میل ۷- نام ورود ای میل یاهو ۸- رمز جی میل۹- رمز ای میل یا هو  ۱۰- نام ورود وبلاگ ۱۱- رمز وبلاگ ۱۲ - نام ورود پرتال دانشگاهی دانشجویی ۱۳- رمز پرتال دانشگاهی دانشجویی ۱۴- رمز ورودی پی اچ دی روم-۱۵- رمز ورودی مستر روم ۱۶ رمز ورودی اطاق کنفرانس دانشکده ۱۷- رمز ورودی سایت ساینس دایرکت ۱۸- رمز ورودی سایت مرتبط با پایان نامه ام ۱۹- رمز کیف سامسونت ۲۰- رمز گاو صندوق مدارکمون تو ایران و۲۱- رمز کامپیوتر ماشین پدر گرامی( برای کش رفتن)۲۲- رمز ورودی نرم افزار تلفن به خارج "وی ای پی" ....... و از شانس بد رمز این سی ای ام بی بنک کلیکمون یادمون رفت. حالا رفتیم قبض برق خونه رو بدیم بانک می گه ما قبول نمی کنیم قبضو باید اینترنتی پرداخت کنی حالا بیا درستش کن .

متاسفانه همین داستان رمز و بی احتیاطی یکی از هم دانشگاهی هایمان باعث شد که ایشان ۷۰۰ هزار تومانشان را دیشب از دست بدهند. خانم فاطمه (ج) دانشجوی دانشکده مهندسی که به تازگی خودرو خریده است و به مسیرها هنوز آشنا نیست دیروز در مسیر رفتن به یکی از مراکز خرید اطراف دانشکده گم می شود و از یک رهگزر آدرس می پرسد نامبرده هم اظهار می کند که به همان جا می رود و می تواند سوار شود و او را راهنمایی کند. خانم فاطمه  جیم دو ساعت بعد متوجه می شود که ۲۰۰ رینگیت به همراه کیفش و همراه عابر بانکش که رمزش را هم همراهش درون کیفش گذاشته سرقت شده بنابراین از روی  عابر بانک یکی دیگر از دوستاش سریعا به مرکز زنگ می زند که حساب را مسدود کند که متوجه می شود مبلغ ۲۰۰۰ رینگیت کل موجودی او قبلا دریافت شده است.

توصیه مهندس جوان:  هرگز رمز عابر بانک خود را نزدیک کارت عابر بانک قرار ندهید .می توانید از موبایل خو د برای یاد داشت رمزهای خود به صورت سری استفاد کنید

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 3:32 PM  توسط omidreza   | 

این دوست سابق ماا هم به جمع صهیونیست ها پیوست. فرشاد به جای اینکه از قدمت ۲۵۰۰ ساله ایرانی و غنای فرهنگی ایران اسلامی در وبلاگش بنویسد آب به آسیاب دشمن آمریکای جنایتکار ریخت.

نامبرده نه تنها برای مبارزه با پخش فیلم سیصد در مالزی و تعریف و تمجید (تا جایی که حالت تهوع به شما دست بدهد )از  خدمات بسیار ارزنده  فرستاده بزرگ و  درج متن مصاحبه با روزنامه فلان وتشکر و ضجه و قدردانی از بابت  تلاش در  فراهم نمودن این اینترنت با سرعت و ارزانی مسکن و عدم قطعی برق و خیابانهای شیک مالزی و اسکولار شیپ و گرمای دلپذیر هوا  زرت وزرت در وبیایتش چیزی ننوشت بلکه در رابطه با لباس زیبای مالایی حاج آقا هم که نشان دهنده  عمق هوش و ذکاوت و درایت و دیپلماسی می باشد چیزی ننوشت  و ومتذکز نشد که پوشدن لباس مالایی هم  ممدحیات است و هم مفرح ذات و تمام مشکلات مالزی نشینها  با پوشیدن لباس مالایی حل شد و فقط ماند مساله مهم روز قدس و الخ .

ولی اینها کارهای خوبی بود که او باید می کرد و نکرد اما بدتراز آن کارهای بدی بود که نباید می کرد و کرد . ببینید چه نوشته است:

نزدیک به یک هفته است که توفان "آیک" از هیوستون گذشته و به شبکه توزیع برق شهر صدمات جدی زده است. بسیاری از هیوستونی ها هنوز در انتظار وصل مجدد برق به خانه هایشان هستند. فکر می کردم با خاموش شدن چراغهای راهنمایی مشکل بزرگی در ترافیک شهر ایجاد خواهد شد. اما رانندگان تنها با رعایت حق تقدم و بدون هیچ مشکلی هر روز از تقاطع های شهر عبور می کنند. حتی یک بار هم پلیسی را در تقاطع های بزرگ بدون چراغ راهنمایی ندیده ام. و تا امروز حتی یک گره ساده ترافیکی هم ندیده ام. اینهمه شعور و فرهنگ این مردم مرا به شگفتی و تحسین وا می دارد. پیش از سفر به این دیار حتی در تخیلم هم نمی گنجید که مردمی چنین متمدن وجود داشته باشند. از صمیم قلب خوشحالم که در بین این مردم زندگی می کنم. و هر روز بیش از پیش به این مهم پی می برم که غنای فرهنگی مهمتر از قدمت بی فرهنگی است اینجا
ای صهیونیست
.
 
 
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 9:34 AM  توسط omidreza   | 

 

در مالزی هم مثل بقیه کشورهای اسلامی ، عید فطر بزرگترین عید تلقی میشود و به این مناسبت چند روزی همه جا تعطیل است و مردم به شادمانی میپردازند. چند روز مانده به عید فطر در مالزی حال و هوای خاصی به چشم می خورد ، همه جا شیرینی ها و غذاهای مخصوص عید میفروشند و مردم کارتهای تبریک و دعوت به هم می دهند.

 یکی از مراسمی که با فرا رسیدن عید فطر در مالزی انجام میشود مراسمهای موسوم به اپن هاوس میباشد که به زبان ما میشود باز کردن خانه و منظورشون از این اپن هاوس اینه که روز خاصی رو مشخص میکنند و از فامیل و دوست و آشنا دعوت می کنند که به منزل اونها رفته و غذا صرف کنند. بعدش هم که غذاشون رو نوش جان کردند زودتر زحمت رو کم کرده و تشریف ببرند ، اگر مهمانها بچه داشته باشند، صاحبخانه در پاکت های مخصوصی ،یک برگ اسکناس (بسته به کرم صاحیخانه) از یک تا ده رینگیتی قرار میدهد و تقدیم بچه میکند.

کسانی که مراسم اپن هاوس برگزار میکنند ،آن روز اعلام میکنند که از صبح تا شب منتظر میهمان خواهند بود اما به گفته میس آرلینا ، استاد زبان ما در یو پی ام، اصلا این حرفا نیست و اگر کسی ساعت 3 بعد از ظهر بره به این مراسم هیچ کس تحویلش نخواهد گرفت. البته عکس این قضیه هم صادقه مثل ما که پارسال به خونه انچیک نصیر علیه ... دعوت شدیم و مقداری زودتر از ساعت یک رسیدیم و با کمال تعجب دیدیم که هیچ کس نیست که از ما استقبال کنه

به هر حال مراسم جالبی هست یادتون باشه که اگر دعوت شدید حدود ساعت 1-1.5 به محل مراجعه کرده و سعی کنید تا یک ساعت بعد اونجا رو ترک کنید....زیاد غذا نخورید چون با ذائقه ما ایرانی ها جور نیست و اینکه خوش بگذره..

در ضمن به گفته یکی از دوستان هر سال روز عید فطر در خانه احمد البداوی ،نخست وزیر مالزی هم مراسم اوپن هاوس است و این مراسم به صورت دعوتی نیست و شرکت برای عموم آزاد است...در آخر هم بداوی با همه دست میدهد و خداحافظی می کند و به بچه ها در پاکت ، اسکناس 10 رینگیتی هدیه میکند.(راوی: معتمدی)  دقیقا شبیه ملاقات با مقامات ما ....که همه مردمی هستندمنبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 11:58 AM  توسط omidreza   | 

 

عکس سمت چپ: مالایی راست : اندونزیایی

دو سال است که در مالزی هستم در این دو سال جز خوبی و مهربانی صداقت محبت چیزی از مالایی ها ندیدم. به هر هال هر جامعه ای خوب بد دارد ولی به جرات می گوین درصد افراد خوب مالزی خیلی بیشتر از افراد بد آن است. خدا هم به آنها نعمت عطا کرده و تقریبا همه مردم از تمام مواهب زندگی بهره مند هستند. مسکن ارزان- خودروی ارزان- ازذواج آسان- رزق و روزی مناسب و ....

 یک نکته مهم در مالزی این است که بسیاری ازخلاف کاری های مالزی توسط اندونزی ها اتفاق میافتد ولی از آنجا که شکل آنها بسیار به هم نزدیک است تقریبا برای خارجی ها تمیز دادن اینها از هم غیر ممکن است. بنابرای گاها اشتباه قضاوت می کنیم

مثلا: خانم بهجت عرب خدری در وبسایت خود می نویسند:

چند روز پیش، دوستم با ظاهری آراسته و شیک پوش، ماشین خود را در محوطه South City Plaza، پارک می کند و به سمت یکی از ساختمان های این مجتمع به راه می افتد. دزد فرصت طلبی با هزاران امید و آرزو، خود را به او رسانده و شروع به کیف قاپی می کند. در اثنای بکش بکش کیف توسط دوستم و دزد، و زخمی شدن دست دوستم، بالاخره دزد موفق به ربودن آن می شود.

 دوستم با نگرانی و ناراحتی بسیار، زهی خیال باطل، ماشینی را سوار می شود تا به جستجوی دزد بپردازد. دقایقی بعد به خود مسلط شده و به این می اندیشد که ممکن است دزد کلید ماشین را از داخل کیف برداشته و ماشین را نیز به سرقت برد. بنابراین سریع خود را به ماشین می رساند و چشمش به جمال آقا دزده - جوانی مالایی - روشن می شود که کنار ماشین گویا به انتظار نشسته است. دوستم می گوید "آقا کیف من پر از انواع کارت هاست، آن را به من پس بده". دزد هم با شرافت کامل! کیف را به سمت وی پرتاب کرده و سریع می گریزد. ظاهرا پس از جستجوی کیف، جز مبلغ ۵۰ رینگیت به اضافه یکی دو تا اسکناس ۱۰ رینگیتی چیزی عایدش نمی شود و عطایش را به لقایش می بخشداینجا

به نظر من جای تردید وجود دارد که بتوان تشخیص دد دزد مالایی بوده یا اندونزیایی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 5:31 AM  توسط omidreza   | 

دیشب جمع کثیری از دانشجویان ایرانی، مراسم باشکوه و بی‌نظیری را دانشکده معماری دانشگاه پوترا برگزار کردند. اینبار میهمانان کشور مالزی از میزبانان خود پذیرایی کردند تا چشمه‌ایی از فرهنگ میهمان ‌نوازی ایرانیان را به استادان و کارکنان دانشگاه یوپی‌ام نشان داده باشند.
این مراسم بی‌نظیر که در فضایی صمیمی از ساعت 18:30 با چیدن میزها و سفرهای رنگارنگ ایرانی شروع شد تا استادان مالزیایی پس از اذان و نماز با اشتهای باور نکردنی غذاهای ایرانی را امتحان کنند. ظاهراً غذاهای ایرانی به ذائقه آنها خوش آمده بود و آنها غذاها را روی هم می‌ریختند و می‌خوردند و در آخر هر پرس غذا هم می‌گفتند: "سداپ" یعنی خوشمزه است. این سفره ایرانی با غذاهایی از نقاط مختلف کشورمان همچون قیمه بادمجان، قرمه‌سبزی، ماکارونی، انواع کوکوها (سبزی، سیب‌زمینی و...)،سوپ جو، سبزی‌پلو، باقالی‌پلو و... دسرهای خوشمزه‌ایی چون حلوا، شیربرنج، کاستر و... رنگین شده بود. نکته قابل توجه اینکه در میان این سفره غذاهایی به چشم می‌خورد که ظاهراً تلفیقی از ذائقه مالیایی و ایرانی بود و در نوع خود قابل توجه و تحسین بودمنبع خبر و گزارش تصویری

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 1:17 PM  توسط omidreza   | 

 به نقل از رادیوی سراسری مالزی وزیر علوم مالزی داتو سری مححد خالد با پرداخت کلیه هزینه های وبسایتThe Online Resources for Learning in English دانشگاه یو تی ام به آنها دستور داد تا این وبسایت را برای همه دانشجویان دانشگاههای دولتی رایگان قابل دسترس نماید.

این وبسایت که طوری طراحی شده که سطح زبان انگلیسی دانشجویان دانشگاه ها را بالا ببرد در دانشگاه یو تی ام بسیار موفق آمیز جواب داد است. این وبسایت طوری طراحی شده که هرروز با ارایه موضوعات جدید به تقویت نوشتن- خواندن- صحبت کردن- گوش کردن و گرامر بپردازد. حسن این وبسایت این است که به تفکیک رشته دانشجو موضوعاتی را به صورت درس ارایه ی دهد و دانشجویان به راحتی می توانند زمان بندی خود را تنظیم کنند.  برای استفاده از این خدمات رایگان ) فقط دانشجویان دانشگاههای دولتی ) به اینجا مراجعه کنند دستور العمل چگونه لوگ این شدن را هم قدم به قدم در اینجا پیدا کنید. ( مهندس جوان که هر چه سعی کرد "لوگ این" کند نشد اگر کسی راهش را پیدا کرد خبر بدهد- فکر کنم گره کار به دست استاد گمنام کامپیوتر یو پی ام آرش تودشکی باز شود)

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 8:44 AM  توسط omidreza   | 

متاسفانه یکی از اشتباهات متداول عوام مردم این ا ست که فکر می کنند دوره تحصیلی به عنوان دانشجویی فوق دکترا داریم از عوام انتظاری نیست ولی جای تاسف است که در میان صنف دانشگاهی هم چنین چیزی را بارها و بارها شنیده ایم.

 متاسفانه همین اشتباه را و بسایت دوست خوبمان ایرن مالزی هم کرده است دیدم بد نیست که متذکر بشوم.فوق دکترا یا postdoctoral  یک شغل است که به فارغ التحصیل دکترا در دانشگاهها داده میشود تا به عنوان یک محقق در رابطه با موضوعی تحقیق کند بنابریان قویا طبیعت فوق دکترا با طبیعت تحصیل کردن فرق درد اولی از نوع شغل است مثل بقال - نانوا- معلم-رییس جمهورو  دومی از نوع یادگیری است . فوق دکترا در حقیقت یک نوع استخدام آزمایشی است این دوره برای کسانی مفید است که می خواهند به نحوی پس از تکمیل دوره دکترای خود فقط به فعالیت آکادمیک بپردازند و و به اصطلاح هیات علمی بشوند البته نیاز این به این دوره بیشتر در دانشگاههای خارجی است. به منابع تکمیلی توجه بفرمایید از فوق دکترا به عنوان  working وcareerو Postdoctoral researcher- post- position  یاد می شود اینجا-پیدا کردن شغل فوق دکترا 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 8:14 AM  توسط omidreza   | 

موضوع انشای این هفته‌ی ما مثل هفته‌های قبل "علم بهتر است یا ثروت؟" بود ولی چون موضوع خیلی خنکی بود؛ من تصمیم گرفتم کمی راجب به "توافت‌های ایران و خارج" و مسایل غیره انشا بنویسم
پدرم همیشه می‌گوید " این خارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم. تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. امادر ایران هر آدم لاغر مردنی را می گذارند مدیر بشود. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند.

ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند که به ضعم بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.

در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند.

پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.

من شنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می‌شد چقدر خوب می‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش می‌شد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند.. خیلی خوب می‌‌شد. ولی سد افصوث و دریق که نمی‌شود.

از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است.

ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی".

ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 8:7 AM  توسط omidreza   | 

مرگ یک هندی به ضرب گلوله در مقابل چشمان مردم در محله Seri Kembangan مالزی ...

روز جمعه گذشته مردی هندی تبار، در حال صرف شام در یکی از رستورانهای در مقابل Public Bank شهر"سری کمبانگانگ" محلۀ  "گراند یونیون" در مقابل چشمان یک هموطن و جمع حاضر در مکان رستوران،  به ضرب گلوله یک موتورسوار ناشناس به قتل رسید. آقای س.ف شاهد ماجرا در این خصوص گفت:  "اگر این حادثه را با چشمانم نمی دیدم باور نمی کردم. از زمانی که این تیراندازی اتفاق افتاد تا همین امروز نتوانستم چشم روی هم بزارم." ضارب که پس از تیراندازی به سرعت متواری شده به دلیل داشتن کلاه کاسکت موتورسواری شناسایی نشد.

خانم "سو" به بیاتومالزی در این خصوص گفت: "این ماجراها اگرچه به ندرت اتفاق می افتد اما در این محله حادثۀ غریبی نیست. ایشان اضافه نمودند چند سال پیش هم نظیر همین اتفاق در نزدیکی این محل اتفاق افتاده است." در خصوص علت این حادثه شخص دیگری در همان مکان اضافه کرد، این تیراندازی ها به دلیل تسویه حساب های شخصی است که در باندهای خلاف به طور معمول اتفاق می افتد.

اما آنچه عیان است، مسئله بزه  و بزه کاری از همه بیشتر در میان قومیت های هندی تبار به چشم می خورد که این روزها , برخی مناطق هندی نشین شهر "سردانگ" یا همان "سری کمبانگانگ" را به مکان پر تنشی برای ساکنین آن و صد البته دانشجویان دانشگاه UPM و UKM تبدیل نموده است.منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 5:29 AM  توسط omidreza   | 

"سلطان شرف الدین ادریس شاه"   پادشاه مالزی( سلنگور ) و رییس دانشگاه یو پی ام بیش از ۱۸۰یتیم حومه دانشگاه را شامل محلات سری کمبانکان- سری سرذانگ- سری ایندا و شهر کجنگ را افطاری داد و به آنها هدیه های ارزشمندی اهدا کرد.
 در این مراسم که پرفسور مصطفی نیک قایم مقام یو پی ام- داتوک سری محمد خالد وزیر علوم مالزی- و بسیاری از مقامات عالی رتبه وزرات علوم و هیات امنای یو پی ام حضور داشتند پس از صرف افطاری نماز جماعت با بیش از دو هزار نفر از کارمندان و دانشجویان یوپی ام بر گزار گردید.

در زبان مالایی چنین مراسمی ـ ( بو کاپواسا = افطار ) نام دارد. "سلطان شرفالدین ادریس شاه"- ریس دانشگاه یو پی ام و شاهنشاه مالزی (سلنگور) ۶۳ ساله دارای تحصیلات عالیه از دانشگاه پرت استرالیا و انگلیس می باشد. گفتنی است نامبرده علاقه شدیدی به هنر دارد و جمع کردن تمبر کلکسیون هنرهای مالایی - کلکسیون  سلاحهای محلی  قایقرانی و عکاسی از تفریحات اوست.

 او یکی از فوتبالیستهای خوب سلنگور بوده وفعال در رشته های کوهنوردی - قایقرانی -ورالی استقامت  اتومبیل رانی با اتومبیلهای قدیمی  است.  نامبرده با کشو ایران اشنایی خوبی دارد چراکه  در سال ۱۹۹۷ مدال نقره  مسابقات کشوری اتومبیل رانی استقامت به طول ۱۶۰۰۰ کیلومتر و ۴۴ روز و عبور از ۱۳ کشور چین مغولستان- نپال - هند- پاکستان - ایران ترکیه- یونان ایتالیا - اتریش-سویس - آلمان- فرانسه را از آن خود کرده است. همچین سلطان شرف الدین تجربه قایقرانی به درو دنیا در ۲۱ ماه را به عنوان اولین عضو خانواده سلطنتی داراست.منبع خبرتکمیلی

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 7:53 AM  توسط omidreza   |