تبليغاتX
مالزی

مالزی

مهندس جوان

 

پنج شش روزی جای شما خالی در ایا لت پر ک به غار نوردی و جنگل نوردی مشغول بودیم -  این گردش علمی که برای بررسی زندگی انسانهای اولیه جنگل نشین مالزی که هنوز با شکار زندگی می کنند وبا سنگ چخماخ آتش روشن می کنند ومار می خورند و زبان مخصوص خود را دارند و خورشید پرست هستند و در هیچ دادگاهی نمی توانید آنها را محکوم کنید به اورانگ اصلی مشهور می باشند صورت گرفت- غار نوردی عبور از غاری به طول ۲ کیلومتر که مقدار زیادی آز آن را باید در تونلی به عرض و ارتفاع ۴۰ سانت باید شنا کنید عبور از صخره های بسیار لیز  غار و بزرگترین گل دنیا(رافلزیا)..  تجربه ای بود منحصر به فرد و بی نظیر. دولت مالزی برای همین انسانهای اولیه هم برق خورشیدی تامین کرده است. انسانهای (اروانگ اصلی) اولیه یکی از مسایل جنجالی مالزی است

اگر علاقه مند هستید بیشتر بدانید این فیلم را ببینید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 2:34 PM  توسط omidreza   | 

واقعیت مطلب این است که  سال گذشته در دانشکده ما جلوی در اطاق دانشجویان دکتری ماری کبری دیده شد که قبلا در موردش نوشتم.

 از آنجا که دوستان ( جناب فرزاد و شهاب ) پس از پیدا کردن عکس واقعی خانم ماره از روی خیر خواهی برای دانشجو یان جدید خواستند که توضیحاتی بدهم و عکس را دو باره بگذارم من هم این کار را می کنم بالاخص که این مارهای کبری بسیار خطرناک معمولا بعد از با رندگی حتی در مناطق مسکونی برای خوردن قور باغه بیرون می ایند این چند ماه را خیلی مواظب باشید که نیش مار کبری کمر از چند دقیقه انسان را می کشد و یا حتی از دور می تواند زهر خود را در چشم انسان پرت کند.
حتی المقدور در شب از عبور و مرور در مناطق تاریک بپرهیزید . خوشبختانه تا به حال نشنیده ام دانشجوی ایرانی با زهر مار به قتل برسد . 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 2:16 PM  توسط omidreza   | 

بسمه تعالی
از آنجایی که  گاها دانشجویان پروازی و حاج آقا ( که معمولا خیلی هم پلفسول هستند) و سالی یک بار به دانشکدهایشان  برای کنترل کار سو پر وایزرها به مالزی  می آیند با توجه با نا آشنا بودن با جو دانشگاه کارهایی می کنند که تابلو می شود  مهندس جوان چند توصیه محلی به آنها می کند.


۱-  برای سوپر وایزر خود کادو آوردن دو روز مانده به اتمام فرم" پرو گرس ریپرت" کاری است بسیار تابلو و سو پر وایزرها خر نمی شوند پس بهتر از دو هفته قبل از اتمام  مهلت قانونی این کار انجام بشود

۲- آوردن ۲۰ کیلو نبات و ۱۰ کیلو گز و ۵ کیلو زعفران یک کادوی بزرگ برای سلامتی سوپر وایزر خوب نیست چون درصد بیماری قند در بین مالایی ها بالاست و ممکن است سو پر وایزر مربوطه به قتل برسد

۳-  مالایی ها زرنگ تر از این حرفها هستند که با این حرفها  گول بخورند بنابراین کادو را می گیرند و نمره را هم نمی دهند

۴- و از همه مهمتر لاقل این کادوها را در نایلون سیاه بگذارید تا  در راهرو و دم در اطاق استاد تابلو نشوید
۵- بهتر است انسان دکترا را با تلاش و زحمت کشی بگیرد تا با نبات چون بعدا  خدای نکرده لقب دکتر نباتی را خواهید گرفت
ایدک الله تعالی
مهندس جوان- وبلاگ نویس مهر پرور
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 11:12 AM  توسط omidreza   | 

 

راست و دروغش به پای علیرضا  نقی زاده :

دیروز بالاخره کاشف یه عمل آمد که حداقل یک قلم جنس در ایران در این چند سال رشد منفی قیمتی را تجربه کرده است، باور نمیکنید به گزیده ای از خبر مندرج در یکی از روزنامه های صبح دیروز توجه بنمایید:

" قیمت هر کیلوگرم تریاک در ایران در سال 1382 تا یک میلیون و 205 هزار تومان رسیده بود که از آن تاریخ با روند کاهشی تا 594 هزار تومان در سال 1386 کاهش داشته است"

ضمن ابراز خرسندی امیخته با حیرت از کاهش به واقع قیمت "جنس!!" در مملکت برای افزایش اطلاعات عمومی خوانندگان محترم وبلاگ قیمت جاری برخی اقلام کاملاً حیاتی! را به نقل از روزنامه فوق ذکر می کنم :

  • هروئین، هر کیلوگرم 3 میلیون و 147 هزار تومان
  • مرفین، هر کیلوگرم 2 میلیون و 418 هزار تومان
  • تریاک، هر کیلوگرم 594 هزار تومان
  • حشیش، هر کیلوگرم 346 هزار تومان منبع
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 8:18 AM  توسط omidreza   | 


از خواندن این مطلب کلی خندیدم ولی از اونجایی که دنبال درد سر نیستم همان لینکشو را می گذارم بروید بخونید . خوب مینا جراتش زیادهست  از این چیز ها می نویسد اینجا
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 5:28 AM  توسط omidreza   | 

چند وقت پیش  در باتو کیو ( معبد هندوان) به شخصی بر خورد کردم که موهایی به طول ۲۰ متر داشت این فرد موهای خود را بر روی سرش جمع کرده بود و مشغول عبادت بت یا خدای خود بود . مذهب هندو سومین مذهب بزرگ دنیا بعد از  مسیحیت و اسلام است که از هندوستان سر چشمه گرفته است. حیفم آمد این عکس را برای شما نگذارم 

بردیا می گوید:

سلام مهندس جان فکر کردم شاید خبر مربوط به این یارو که عکسش رو انداختی برای خوانندگان وبلاگت جالب باشه در ضمن این رو هم اضافه کنم که این بنده خدا زن هست نه مرد طول موهاش هم 20 متر نیست یک نمد به طول 3 متر هست:

در کوالالمپور ، پايتخت مالزي، پيرزني هندو زندگي مي کند که بنابر يک عقيده مذهبي 30 سال است موهاي خود را کوتاه نکرده و نشسته است.
به گزارش فارس ، پيرزن 70 ساله هندو مي گويد: با اين که 30 سال است سر خود را نشسته ام ولي هيچگاه احساس خارش و ناراحتي ندارم.
طول موهاي ميرياما اکنون به سه متر رسيده است و او با تا کردن موهايش از کشيدن آنها بر روي زمين جلوگيري مي کند.
به گزارش فارس اين پيرزن هندو هر روز با استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي خود را به باتوکيو، غار مقدس هندوها در کوالالمپور مي رساند و با بالارفتن از 272 پله اين معبد، درون غار به راز و نياز با خدايان هندو مي پردازد. وي سپس به پائين پله ها برگشته و وقت خود را در ميان زوار و توريست ها از طريق دعا کردن و کشيدن خاکستر مقدس بر پيشاني زوار به عصر مي رساند.
ميرياما مي گويد که بنا بر تعاليم مذهبي تنها از گياهان تغذيه مي کند و آنهم تنها روزي يک وعده و در هنگام عصر غذا مي خورد. وي که 10 سال پيش همسرش را از دست داده اکنون به تنهايي زندگي مي کند و سوژه جذابي براي توريست ها و عکاسان تبديل شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 5:9 AM  توسط omidreza   | 

مردمی که حدود دویست سال پیش سیاه پوستان را به بردگی می گرفتند، آنانکه که حدود نیم قرن پیش به زندانی هجوم بردند و دو سیاه پوست را به زور از زندان بیرون کشیدند و با پایکوبی حلق آویز کردند، ملتی که چهل سال پیش "مارتین لوتر کینگ" را ترور کردند، امروز به دور از تعصبات نژادی، یک سیاه پوست را به ریاست جمهوری کشورشان برگزیدند. این مردم راهی بس طولانی را در مدتی کوتاه پیموده اند. سرافرازی آنان از آن رو است که کوشیده اند تا امروزشان بهتر از دیروزشان شود. کسانی که امروزشان خرابتر از دیروزشان باشد، ناچارند با ذره بین در گذشته شان به دنبال افتخار بگردند.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 5:29 AM  توسط omidreza   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 4:59 AM  توسط omidreza   | 


 آقا خدمت شما عرض شود که بعد از این که تصمیم گرفتم این اعتیاد به کامپیوتر را کنار بگذارم در اولین قدم سعی کردم از جاهایی که وایرلس دارد دوری کنم برای همین کامپیوترم را با خودم تو استادی روم نمی برم که دسترسی به کامپیوتر نداشته باشم . ولی فقط نیم ساعت شبها قبل از رفتن با کامپیوتر دانشکده ایمیلهام چک می کنم ولی از شما چه پنهون که هی وسوسه می شم بیام یه چیزی بنویسم از مالزی بگم از اخبار روز و ....
راست و حسینیش وقتی که میام به مروز گر وبگذز سر می زنم و می بینم ۴۰۰ نفر در شبانه روز از سرتاسر دنیا اومدند تاببینند من چه چیز جدیدی نوشتم بیشتر وسوسه می شم و تن وبدن و استخونهام درد می گیره ولی دیگه تصمیم خودمو نگرفتم. من دیگه می خوام ترک کنم و به آغوش خاتواده برگردم ولی مشکل اینه که یک آدم بی توجه ونامرد اومده توی مجتمع مسکونی ما وایر لس خریده و فرکانسش روی ما هم می افته و من مجبور می شم دوباره یه چیزی بنویسم اینجاست که ادم می فهمد تاثیر دوست بد (بردیا بختیار) و زغال خوب (وایر لس مجانی) در بدبخت شدن انسان چی هست
از خوانندگان محترم خواهش می کنم تا دو هفته دیگه نیاند سر بزنند و انقدر من رو وسوسه نکنند.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 5:14 PM  توسط omidreza   | 

 پارس تراول خبر از کنسرت بیژن مرتضوی یک مهندس  راه و ساختمان موسیقی دان  داد .این کنسرت روز جمعه ۱۲ دسامبر ۲۰۰۸ در کوالالامپور برگزار میشود.

 

بیژن اهل شمال است . نواختن ویولون رو از سه سالگی در تهران شروع کرد .در یازده سالگی جایزه ی اول مسابقه ی ملی موسیقی را در میان تمام رده های سنی بدست آورد . در چهارده سالگی یک ارکستر سی و دو نفره را در “اردوی رامسر ” آهنگها و تنظیم و را اجرا کردند . بعد از اتمام دوره ی دبیرستان به بریتانیا رفت . اونجا اون تحصیلات خودش را در زمینه مورد علاقه اش یعنی مهندسی راه و ساختمان ادامه  داد و همزمان به تمرین ویولون  پرداخت . سال 1979 بیژن به آمریکا رفت تحصیلات موسیقی رادر دانشگاه ایالت تگزاس ادامه داد. در سال 1985 به کا لیفرنیا مهاجرت کرد، اولین آلبومش را 1990 روانه بازار کرد که فروش بسیار خوبی داشت .
در سال 1990 بیژن به عنوان اولین ایرانی که توسط کمپانی های ندرلندر پروداکشن ،جیپ ایگل ،نیودوج و کراسیلر حمایت شد ،باعث افتخار شد . اقتباس ار وبلاگ اپیت.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 4:50 PM  توسط omidreza   | 


آخرین مهمانی عید فطر ۲۰۰۸ را در منزل دکتر عثمان رییس دانشکده گذراندیم . منزل رییس دانشکده  خانه ای شیک و ویلایی و دوبلکس در چند قدمی دانشگاه واقع شده است. در پذیرایی دکتر عثمان سنگ تمام گذاشته بود چند نوع غذای مالایی- پای سیب- شیرینی - انواع میوه-  چای و شربت و ... فراهم کرده بود. 
همسر رییس دانشکده  همان که در کنارش ایستاده معلم ریاضی دبیرستان است و بسیار محجوب و خجالتی و بنده خدا مثل فرفره در حال خدمت گذاری و تدارکات برای مهما نان بود.  شباهت زیادی به زن ایرانی سنتی ما داشت.
دکتر عثمان هم دیگر آن آدم  جدی -  عصا قورت داده داخل دانشکده نبود مرتب می خندید و تک تک مهمانان را به خوردن بیشتر دعوت می کرد.

   محدودیتی برای آمدن نبود همه می توانستند بیایند حتی کارمندان رده پایین دانشگاه و نیروهای خدماتی هم آمده بودند با همه یک برخورد می شد. دکتر مهندس بودن و نبودن   پولدارو بی پول بودن پست دار و دون پایه بودن  محلی از اعراب نداشت. این است معنی اسلام واقعی که مالایی ها  بهتر از ما اجرا می کنند. نکته جالب توجه این بود که همسایه  رییس دانشکده و خانوادهاش  هم که هندو بودند به مراسم دعوت شده بود و عینا مثل مسلمانان با آنها برخورد شد . کسی نگفت لیوان ها نجس شد و یا ....

تصمیم گرفته ام دیگروبلاگ نویسی را کم کم کنار بگذارم چرا  کارهای زیادی سرم ریخته است و این ریسرچ لعنتی هم بدجور سنگین است . در قدم اول این پروژه  کنار گذاشتن وبلاگ نویسی فعلا هر دو هفته یک پست خواهم نوشت تا ببینم چه می شود . خوانندگان گرامی می توانند  در این غیبت از مطالب سایتهای خوب ایران مالزی-  بیا تو مالزی  و کالج ۱۷ استفاده کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 5:26 AM  توسط omidreza   | 

دیروز طی مراسمی که در پایتخت سیاسی مالزی {پوترا جایا} بر گزار شد  دانشگاه پوترای مالزی (یو پی ام) موفق شد سیمرغ بلورین بهترین کیفیت پژوهش را از موسسه "آس آن"  دریافت دارد.
 داتوک پرفسور مصطفی در ایم مراسم که بیش از ۱۰۰۰ نفر حضور داشتند از پرسنل و استادان یو پی ام قدر دانی کرد
منبع

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 2:7 PM  توسط omidreza   | 

در مالزی بستن کمربند ایمنی سرنشینان جلو مدتهای مدیدی است که اجباری شده است و عدم رعایت آن جریمه دارد و انصافا هم رعایت می شود. اما به تازگی مدیر امنیت جاده ای کشور مالزی یا همان پلیس راه خودمان "داتوک  سورت سینق" اعلام کرد  شمارش معکوس برای اجباری شدن کمربند صندلی عقب از همین امروز تا شصت روز شروع شد.
در طول دروه این شست روزه اگر کمربند عقب بسته نشود پلیس متخلف را متوقف خواهد کرد و او را نصیحت و مواخذه خواهد نمود . دارندگان اتومبیل های پروتون و پرودوای فاقد کمربند عقب می توانند برای نصب رایگان کمربند عقب با نمایندگی های مجاز تماس بگیرند .
منبع خبر

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 4:55 AM  توسط omidreza   | 

 نمایندگان دانشجویان ایرانی با ۲۲۳ رای ازحدود ۱۵۰۰ واجد شرایط انتخاب شدند. در این  انتخابات که دو روز انجام شد ۲۲۳ رای اخذ گردید که تنها۱۸ رای آن اینترنتی بود .
آقای مصطفی نوروزی با ۱۲۰ رای نفر اول
آقای غلامپور با ۱۰۲ رای نفر دوم
خانم مسیحا با ۸۹ رای نفر سوم
آقای مرجانی با ۷۳ رای نفر چهارم
آقای امینی با ۷۱ رای نفر پنجم  نمایندگان اصلی انتخاب شدند و آقایان ناجی اصفهانی و منصور جوادی به عنوان عضو علی البدل انتخاب شدند.
انتخابات ریر نظر گروهی از دانشجویان قدیمی یو پی ام به عنوان کمیته برگزاری در دو روز برگذار شد.  از نمایندگان قدیم بالاخص آقای مهندس مازیار ممدوح به عنوان بانی تغیرات تکنولوژیکی  اساسی ایسام و خانم جادری و آقای دوستدار  تشکر و سپاسگزاری می کنیم و برای نمایندگان جدید آرزوی توفیق و سربلندی داریم.

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 2:48 PM  توسط omidreza   | 

منبع: علی رضا نقی زاده

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 5:55 AM  توسط omidreza   | 

 

هموطنان  گرامی که به مالزی می آیند یکی از موضوعاتی که در مورد آن بحث می کنند این موضع است که چقدر غذاهای مالایی بد بو  و بد مزه و ... است و چقدر غذاهای ایرانی عالی است و چه و چه و الخ.

. البته نگارنده هم در مقام مقایسه به شخصه غذاهای ایرانی را خیلی دوست دارد ولی با غذاهای مالایی هم مشکل حادی ندارد. اما حالاببینیم یک بلاگر چینی که به رستوران ایرانی تکتاز خودمان در همین ساوت سیتی رفته چگونه از دوغ به این خوشمزگی بد می گوید و از ما الشعیر ما متنفر می شود. نظر او در رابطه با برنج ما چه بوده و چگونه سماغ را با فلفل و نعنا اشتباه می گیرند  در کل چگونه غذای ایرانی را ارزیابی می کند .  و نکته جالب این است که این برادران عرب ما چگونه غذای ایرانی را به اسم خود ثبت می کنند پس اینجا را بخوانید

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 5:9 AM  توسط omidreza   | 

دانشکده معماری یو پی ام پس از اینکه رییسش تغیر کرد و یک دکتر جوان مدیریت آنرا به عهده گرفت تغیرات مشهودی را تجربه کرد.  تغیر کلی بعضی سیاستها که باعث اخراج شدن چندین ایرانی شده بود- فنس کشی دور دانشکده معماری و از همه مهمتر فعال شدن وب سایت دانشکده که بسیار هم سریع و به روز  به اصطلاح فرنگی ها "آپ تو دیت"  شده است.
 این به روز بودن واقعا دست مریزاد دارد که مراسم دیروز دانشکده "سمینار ریسرچ متودولوژی " به مدیریت دکتر رهینا ابراهیم  چند ساعت بعد بر روی وب سایت دانشکده با عکس های از مراسم  نمایش داده شد.

البته عکاس نامرد از مهندس جوان عکس نگرفته که قطعا رد پای آمریکا و اسراییل در این داستان مستتر است.  خوشبختانه عکس پرفسور شهاب عباس زادگان( دانشجوی دکتری) همسایه دیوار به دیوارمان در استادی روم ( اطاق مطالعه)را  انداخنه است که غرق در دانش و مطالعه شده است. پرفسور شهاب اگر مشهدی نبود رفیق خوبی برای مهندس جوان می توانست باشد.منبع خبر و عکس های تکمیلی

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 4:15 AM  توسط omidreza   | 

اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران طي اطلاعيه ای خطاب به سفير جمهوری اسلامي ايران در مالزی؛ خواهان معرفي شرايط مطلوب قانون جديد تشويق و حمايت سرمايه گذاری خارجي کشورمان به سرمايه گذاران ايراني مقيم و هموطنان علاقه مند شده است. متن اطلاعيه بدين شرح است:

سفير محترم ج.ا.ايران - کوالالامپور
.
با سلام

احتراما پيرو نامه شماره 17.7113 مورخ 87.7.8 با عنايت به بحران اقتصادی اخير در ايالات متحده و به تبع آن بازارهای بزرگ مالي جهان و احتمال فرار سرمايه ها از کشورهای غربي، باستحضار مي رساند اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران بعنوان نماينده بخش خصوصي کشور و در راستای سياست های کلي اصل 44 قانون اساسي، آماده هر گونه همکاری در جهت جذب سرمايه های ايرانيان مقيم آن کشور بويژه در بخش انرژی مي باشد. لذا با توجه به حساسيت امر در تامين منافع ملي کشورمان موجب امتنان خواهد بود، چنانچه ضمن اطلاع رساني به سرمايه گذاران ايراني مقيم و معرفي شرايط مطلوب قانون جديد تشويق و حمايت سرمايه گذاری خارجي کشورمان، افراد ايراني علاقه مند را جهت هماهنگي های بعدی به اين معاونت معرفي فرمايند..
معاون امور بين الملل منبع

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 3:35 AM  توسط omidreza   | 

 

سو ال یک: خود را معرفی بفر مایید  مختصری ازخانواده و سوابق علمی واجرایی خود بفرمایید؟

اینجانب هادی ناجی اصفهانی متولدمهر ماه سال1362 در خانواده ای سنتی و اصیل در شهرهنرپرور اصفهان متولد شدم.سال 84 مدرک کارشناسی خود در رشته مهندسی تکنولوژی نرم افزار را  از دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان کسب کردم. و در ادامه به طور پاره وقت به مدت دو سال در شرکت های خصوصی وبه مدت یک سال و نیم در معاونت نگهداری شرکت مخابرات استان اصفهان مشغول به کار بودم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 6:28 AM  توسط omidreza   | 

 

سوال یک:جناب آقای جوادی خود را معرفی بفر مایید  مختصری ازخانواده و سوابق علمی واجرایی خود بفرمایید؟

اینجانب در اولین روز از اولین ماه چهارمین فصل سال 1353 در شهر زیبا و سرسبز ابهر در دامان پر مهر و عطوفت خانواده ای متعهد و مذهبی متولد و تا سال دوم دبیرستان در کنار خانواده و در رشته ریاضی فیزیک در همان شهر مشغول به تحصیل بوده و سپس جهت ادامه تحصیل به شهر مقدسه قم رهسپار و از دبیرستان امام صادق (ع) آن شهر موفق به اخذ دیپلم نظام قدیم در رشته ریاضی فیزیک گردیده و در همان سال در رشته مهندسی کامپیوتر با گرایش نرم افزار در دانشگاه آزاد کاشان پذیرفته شدم ، بدلیل فراهم شدن زمینه استخدام رسمی و جهت پیگیری تحقق موضوع در سال 1373 به شهر قزوین عزیمت و بمدت 3 سال در حوزه های مختلف فرمانداری آن شهرستان مشغول به کار شده ، سپس جهت ادامه خدمت به فرمانداری ابهر و خرمدره منتقل گردیدم .

از سال 1371 به جهت علاقه شدید و آشنائی با مباحث کامپیوتری و ... همزمان با تحصیل در مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی قم مشغول بکار گردیده و به تشخیص و تائید مسئول مربوطه به تدریس به طلاب و ... پرداختم .

پس از مراجعت به زادگاهم از سال 1377 لغایت 1382 در کنار مسئولیتهای مختلف اداری ، بمدت 5 سال مسئولیت واحد کامپیوتر و تدریس واحدهای عملی کامپیوتر را در آن واحد دانشگاهی برعهده داشتم .

متاهل و دارای یک فرزند هستم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 10:53 AM  توسط omidreza   | 

مصطفي نوروزی از معدود دانشجویان سن و سال دار و پخته یو پی ام می باشدکه زبان انگلیسی را بسیار روان صحبت می کند وعلیرغم داشتن سابقه بسیار زیاد تدریس و دانشگاهی بودنش آنقدر متواضع است که به فرستادن یک رزومه دو صفحه ای بسنده می کند


خود را معرفی بفر مایید مختصری از سوابق علمی واجرایی خود بفرمایید؟
اينجانب مصطفي نوروزي  فرزند محمد تقي و متولد 1347 در تهران مي باشم.قبل از هر چيز بر خود واجب ميدانم از زحمات گرو ههاي قبل ايسام قدرداني كنم.آقايان نادري –سليماني-كمالي-ممدوح-اميني - دوستدار و خانم جادري.هيچكدام از ما انسانهاي كاملي نيستيم و همگي نقاط قوت و ضعف در كنار هم داريم.بنابر اين در كنار هم ميتوان نقاط ضعف را پوشش دادو با كمك تجربيات دوستان قديم ونظرات همه دانشجويان نهادي بهتر و بالنده تر را طرح ريزي كنيم و هر چه بيشتر قلوب ايرانيان عزيز را به هم نزديكتر كنيم.بنده همواره پذيراي انتقادات بجا و غير مغرضانه هستم و اميد است در صورتي كه اين مسئوليت به بنده سپرده شود بتوانيم در جهت مرتفع نمودن مشكلات دانشجويان در حد امكان و در چارچوب اساسنامه اينده ايسام كوشا باشيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 10:11 AM  توسط omidreza   | 

 

برای بسیاری از دانشجویان این سوال پیش امده است که مشکلات ایسام در رابطه با برگزاری کلاسهای متعدد علمی  و تورهای دسته جمعی علمی گردشی که آقای امینی مسوول آن بوده است اینجا و تحقق نپذیرفته چه بوده است ؟  خوشحال تر می شدیم که این پاسخ را از آقای امینی بشنویم که متاسفانه دوست خوبمان جناب آقای امینی به این موضوع اشاره نکردند.

: خود را معرفی بفر مایید  مختصری ازخانواده و سوابق علمی واجرایی خود بفرمایید؟

نام خدا – اینجانب  تورج امینی دریک روز برفی بهمن سال 1348 در میان کوههای سر به فلک کشیده بختیاری به دنیا آمدم تحصیلات ابتدایی خود را دراستان چهارمحال و بختیاری گذرانده و در همانجا به طبیعت و محیط زیست دل باختم با زلزله سال 1356 به اتفاق خانواده به اصفهان مهاجرت کردم  بعدها خانواده اینجانب مجدداٌ به سرزمین بختیاریها بازگشتند ؛ تحصیلات دبیرستان را در اصفهان بودم . در طول دوران دبیرستان و تابستانها که فراغت تحصیل می یافتم و به لحاظ علاقه ای که به سرنوشت کشورم داشتم و علیرغم سن کم به جبهه های جنوب و غرب کشور اعزام انفرادی شدم و بهترین خاطرات را از آن دوران با دوستان پر افتخاری که اکنون فقط یادی از آنها باقی است دارم . در سال 1369 با قبولی در کنکور دانشگاههای دولتی در دانشگاه گلستان ( گرگان ) در رشته مهندسی منابع طبیعی پذیرفته شدم و در سال 73 فارغ التحصیل شدم .سراسر دوران تحصیل در دوره کارشناسی ام به همراه درس ؛ کار و ورزش کرده ام  به محض فراغت از تحصیل با آزمون و مصاحبه سختی  از میان 800 نفر علاقمند به کار در شهرداری تهران انتخاب شدم . بعد از دو سال کار در کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی – واحد علوم و تحقیقات تهران قبول شده و در سال78 در رشته علوم محیط زیست فارغ اتحصیل شدم . از سال 78 تا سال 86 لحظه ای آرزوی تحصیل در دوره دکتری مرا رها نکرد . در این مدت با کار اجرایی در شهردای تهران در سمت های شهردار ناحیه – مدیر آموزش و فناوری اطلاعات - قائم مقام معاونت برنامه ریزی -  رئیس اکوسنتروم و... خدمت کرده ام و نهایتا در اواخر سال 2006 به مالزی آمدم .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 3:47 AM  توسط omidreza   | 

جناب آقای پور رحیمیان خود را معرفی بفر مایید مختصری از سوابق علمی واجرایی خود بفرمایید؟ 

  به نام خدا و با سلام خدمت تمامی هم دانشگاهی های عزیزم بنده  31 ساله، متولد تبریز، دارای مدرک کارشناسی ارشد پیوسته مهندسی معماری از دانشگاه صنعتی سهند و کاندیدای دکتری معماری دانشگاه پوترای مالزی می باشم. قبل از پیوستن به UPM، بنده در کنار عضویت هیات علمی دانشگاه هنر تبریز (گروه معماری و بعداً گروه چند رسانه ای) فعالیت حرفه ای مهندسی معماری (پروانه اشتغال پایه 2 طراحی و نظارت) در دفتر شخصی خودم انجام می داده ام. طول سابقه حرفه ای بنده بعد از فراغت از تحصیل 6 سال بوده و اهم افتخارات علمی و حرفه ای بنده به شرح ذیل می باشد.

      کسب عنوان پژوهشگر نمونه کشوری در سال 1386
      راه اندازی دانشکده چندرسانه ای((multimedia در دانشگاه هنر تبریز برای اولین بار در ایران
      ۵ سال تجربه مدیریتی ارشد در دانشگاه هنر تبریز
    مدیریت اجرایی یک شرکت انفورماتیک عضو شورای عالی انفورماتیک به مدت 6 سال
       طراحی ساختمانهای مهمی در ایران منجمله طراحی نمای بیرونی فرودگاه بین المللی تبریزf.         انجام و اتمام 3 طرح  علمی پژوهشی.
  تدوین 7 مقاله پژوهشی
     ترجمه کتابی با عنوان سایبانهای نرم

در دانشگاه UPM به لطف یزدان و کمک دوستان جزو دانشجویان موفق به شمار رفته و با گذراندن 27 واحد تخصصی معدل 3.94 را کسب کرده ام. امتحان جامع خود را در ترم 3پاس نمودم  و مقالات متعددی را  به چاپ رسانده ام. در کنار اینها بنده هم اکنون افتخار خدمت با عنوان نماینده کل دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشکده معماری و طراحی UPM  را دارم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 12:29 PM  توسط omidreza   | 

 

بعد از ماه رمضان مراسم جشن بازی در مالزی بسیار دیده می شود دانشکده معماری هم از این داستان استثنا نیستSETIA BERSAMA FRSB و  SANTAI AIDILFITRI از این نوع مراسم می باشد

سالانه دانشکده معماری دانشگاه یو پی ام مراسمی به نام با هم دیگر در دانشکده معماری یو پی ام برگزار می کند امسال این مراسم با مراسم عید فطر تقارن داشت. مالایی های مسلمان معمولا تا یک ماه بعد از عید فطر هنوز مراسم عید بازی دارند (دست ایرانی ها را در این موضوع  بسته اند).  

در این مراسم  اسوشیتد پرفسور حاجی دکتر عثمان محمد(یکی از اعضای کمیته مهندس جوان و سو پر وایزر مینا کبودر آهنگی ) در فضیلت ماه مبارک رمضان و نقش روزه داری در تربیت نفس و بقیه حرفهای آخوندی کلی صحبت کرد و سپس تک تک اعضای کادر دانشکده با هم رو بوسی کردند و با گریه از هم خواستند که آنها را ببخشند و از گناهان  هم بگذرند.
 دکتر عثمان محمد که به تازگی رییس دانشکده  معماری شده است دیپلم - لیسانس و فوق لیسانس خود را از یو پی ام و دکترای خود را تنها در سه سال در یکی از بهترین دانشگاههای انگلیس به پایان رسانده است.  دکتر عثمان محمد یک هفته پیش به درجه استادیاری ارتقاع پیداکرد
.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 12:20 PM  توسط omidreza   | 

 

راست به چپ: وزیر خارجه مالزی-۲- قایم مقام یو ام -۳۰ شیرین عبادی 

داتوک سری رییس یتیم وزیر امور خارجه مالزی در پی اطلاعیه قایم مقام دانشگاه یو ام دکتر رفیعا سلیم که به علت فشار وزارت امور خارجه دعوتنامه سخنرانی دکتر شیرین عبادی اولین زن مسلمان گیرنده جایزه نوبل را پس خواهد گرفت  ضمن اظهار تاسف از اینکه این موضوع پیش آمده است اظهار داشت شنیدن سخنرانی دکتر شیرین عبادی برای مردم مالزی افتخاری خواهد بود و وزرات امور خارجه مالزی در پیروی از سیاستهای کلی آزادی بیان وانتقاد حتی در بالاترین درجه خوشحال خواهد شد که دکتر شیرین عبادی در مالزی سخنرانی کند.

دکتر رییس یتیم اظهار داشت شخصا پی گیر دعوت از دکتر شیرین عبادی برنده جایزه صلح  خواهد بود که در کنفرانس گفتگوی صلح شرکت کند  و نامه ای که از طرف وزرات خانه برای دانشگاه مبنی بر توصیه به عدم دعوت از نامبرده صادر شده رسمیت نداشته و بدون اطلاع او صادر شده است. دکتر رییس تاکید کرد که در صورت اطلاع حتما از نوشتن چنین نامه ای ممانعت می کرد.  

مدیر برنامه خواهران اسلام نیز در حمایت از دکتر شیرین عبادی گفت که متهم شدن به غرب زدگی برای کسانی که قوانین ناعدلانه را نقد می کنند و یا به تبعیض اعتراض دارند امری است عادی. او ادامه داد استفاده از سخنرانی زنی که توانسته است جایزه نوبل را دریافت کند امری است نادر که مالزی می بایست  به این که او در این کشور سخنرانی کند مفتخر باشد.منبع خبر روزنامه استار

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 6:33 AM  توسط omidreza   | 

واقعا اگرخبر فوق اینجا که به به دلیل وقیحانه بودن آن نمی توان باز نویسی کنم  صحت داشته باشه که احتمالش هم زیا د هست سفیر ایران در دبی بایستی برود و از خجالت بمیرد . 

 هفته گذشته دکتر (م ک ) دوستی قدیمی از فارغ التحصیلان دانشگاه شریف که پیش ما آمده بود تعریف می کرد که او و یکی دیگر از کارشناسان ارشد نفتی کشور را برای تست چشم( انگشت نگاری جدید که نوعی توهین است) در فرودگاه دبی معطل کرده اند و بسیار رفتار ناپسندی داشته اند و وقتی مطلب فوق به اعوان وانصار سفارت ایران در دبی منتقل می شود آنها خود را به کوچه علی چپ می زنند که نه بابا شما اشتباه می کنید و همین چیزی نبوده و لابد بنده های خدا معاینات چشم پزشکی انجام داده اند و...

پاورقی: یکی از دوستان مقیم دبی می نویسد:
واقعیتش از خواندن اصل این خبر حسابی شوکه شدم چون بدون شک دروغ محض هست. کلا مسافرینی که وارد دبی می شوند دو دسته اند یکی آنها که از ترمینال یک می آیند که به همان روش چک پاسپورت و عبور از میان اشعه ایکس ری (البته بدون این که خود مسافران متوجه شوند)می باشد و دیگر مسافرینی که از ترمینال دوم وارد دبی می شوند که باید اسکن چشم بدهند و مختص ایرانی ها هم نیست و کل مسافرینی که اقامت ندارند و از این ترمینال آمد و شد می کنند باید اسکن چشم بدهند و فرقی هم نمی کند هندی پاکستانی آفریقایی یا هرجای دیگری باشند.
منتها یک مطلب هست که فقط شرکتهای هواپیمایی درجه دوم یا سوم به ترمینال دوم پرواز دارند و به همین دلیل هم به ندرت شما در این ترمینال اروپایی یا آمریکایی می بینید و بیشتر آسیایی هستند.
از ایران هم تنها مسافران هواپیمایی ماهان هستند که به ترمینال دوم پرواز می کنندو اسکن چشم می دهند

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آبان 1387ساعت 5:2 AM  توسط omidreza   | 

خسته و خواب آلود از سر کار برمیگشتم که ناگاه درد وحشتناکی تمام وجودم را به خود گرفت. ۱ایم را روی چند تا میخ از در کف خیابان کفشم را سوراخ کرده بوند و تا اعماق پایم فرو رفته بودند. میخ ها را از پایم خارج کردم و بعد از کف پام به شدت فوران خون خارج شد. تنها چیزی که به فکرم زد. بستن بالای پا و جلوگیری از خارج شدن بیشتر خون بود.

خیابان خلوت و خلوت بود.  آن هم راه بزرگ شمالی که یکی از بزرگترین خیابانهای آکلند است. بعد از چن دقیقه ای ولو شدن در همان حال و با هر دردسری که بود خودم را به خودم را سلانه سلانه به یک پمپ بنزین رساندم و از او خواستم که از یک آژانس تاکسی برایم تاکسی خبر کند.

در همین بین البته با خودم فکر میکردم که واقعا چه خوب می شد اگر همین حادثه پایانی بود بر سالها تعقیب و گریز در زندگی و سالهای سال دنبال کردن سرابها باشد. واقعا در آن لحظه فکر کردم مرگ چه قدر می تواند شیرین باشد. انگار دزدی هستی که دیگر نفست گرفته است از فرار و امروز حتی حاضری با دست خود بگویی که " تمامش کن. من تسلیمم."

به هر حال در پمپ بنزین برایم یک تاکسی خبر کرد و بعد به بیمارستان و بخش ارژانس رفتم.

در بمارستان ابتدا از من دلیل آمدن را پرسیدند و فرمی را پر کردم.لباسهایم به شدت به هم ریخته و سرو و ضعم نا مناسب بود.

 یک پرستار پایم را مشاهده کرد و پانسمان اولیه و معاینات  انجام داد. بعد از چند لحظه هم به دیدار دکتر رفتم

" بگو ببینم چطور شده؟... آلرژی به چه داروهایی داری؟ ... چند وقت پیش مجروحیت داشتی؟... و خلاصه کلی از این سوالات.

من دکتر ... هستم.  دوباره پانسمان قبلی را باز کرد و چندین تزیق و شستشو داد.

" ببین علی جان٬ ممکن است که براده های میخ ها هنوز در پایت باشد لذا دو تا آزمایش دیگر هم باید بدهی. یکیش عکس رادیوگرافی است و دیگری هم آزمایش سختی(؟؟؟). بعد هم یک تزریق کزاز برایت تجویز میکنم."

و بعد به اتاق بعد رفتم. " من ماری هستم. کار رادیوگرافی را انجام میدهم." و با کمال صبر و حوصله پای من را در زوایای متفاوت عکس برداری کرد. و با کمک او از اتقاق بیرون آمدم و دوباره به پدیریش رفتم.

"علی جان الان من باید چند تزریق بر روی شما انجام دهم. مشکل خاصی وجود ندارد. تنها از لطفا ۲۰ دقیقه بعد از تزریق همین جا بمان تا اگر بدنت عکس العمل خاصی داشت آن را مشاهده کنیم" . عکس العمل؟ مثلا چی؟ " نه نگران نباش. این یک روش معمول است. ما تنها برای اطمینان چنین کاری میکنیم.

پس از ۲۰ دقیقه. با اشاره دست به اتاق پدیرش رفتم. و آنها به من گفتند: " خوشبختانه مشکلی نیست و شما می توانی بروی" .

کارت اعتباری ام را بیرون آوردم و با یک لبخند به آنها گفتم واقعا از لطف شما ممنونم. چینین مسولیت پذیری را نه در ایران دیده بودم و نه در هیچ جای دیگر چنین مسولیت پدیری را ندیده ام. حال چه قدر می بایت تقدیم کنم"

" تمام هزینه ها توسط دولت نیوزیاند پرداخت می شودو اصلا نگران نباشید" جدا واقعا ممنونم.

ما که کاره ای نیستم. این دولت نیوزیلند است که در تصادف ها هزینه های درمانی را کامل می پرادازد"

به واقع امروز باورم شد که به عنوان یک انسان و نه به عنوان علیرضا نه به عنوان داشنجوی دکتری٬ ایرانی و..... دارای حقوقی هستم. که انگار فقط در اینجا این حقوق را کشف کرده اند. منبع علیرضا قیطاسی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 6:19 PM  توسط omidreza   | 

دانشگاه یو ام طی نامه ای به تاریخ ۱۰ سپتامبر از دکتر شیرین عبادی اولین زن مفتخر به دریافت جایزه صلح نوبل- مدافع دمکراسی حقوق بشر  حقوق زنان وبچه ها  دعوت کرده بود که در کنفرانس گفتگوی به سوی فرهنگ صلح:Dialogues Towards A Culture of Peace که در سه نوامبر برگزار خواهدشد سخنرانی کند.مع الوصف وزرات امور خارجه مالزی به دانشگاه یو ام  دستور داد که اجازه این سخنرانی را ندهد .

دانشگاه یو ام اعلام کرد سخنران جایگزین دکتر شیرین عبادی  یک شیمی دان خواهد بود. دکتر رفیعا قائم مقام دانشگاه یو ام اعلام کرد که می داند این تصمیم خوشایند دانشجویان ایرانی مقیم مالزی نیست ولی با توجه به اینکه وزرات امور خارجه مالزی به دانشگاه توصیه کرده است که دعوت نامه خود رااز دکتر شیرین عبادی برای حفظ روابط دیپلماتیک با دولت ایران پس بگیرد این کار را خواهد کرد.

نامه وزارت خارجه مالزی متضمن این مطلب است که از ابتدا هم عاقلانه نبوده است که کسی را که  در چشم دولت مردان ایرانی معروف به حمایت از دستورالعمل های غربی است را دعوت کنید . دانشگاه یو ام عینا نامه فوق الذکر را برای اطلاع دانشگاههای دیگر مثل دانشگاه اسلامی و موسسه راهبردی استراتزیک آسیا فکس کرد. کنفرانس گفتگی صلح سال آینده در مالزی و تایلند درنوامبر و اپریل برگزار  خواهد شد.منبع خبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 5:43 AM  توسط omidreza   | 

پروردگارا شاکرم که کمکم کردی این امتحان جامع را بعد ز این همه مشقات و سخت گیری های استادان  به موفقیت به پایان برسانم . همیشه مرا در زمان در ماندگی کمک کرده ای و من ضعیف تر از آن بوده ام که بتوانم کاری برایت بکنم ویا حتی حداقل از تو درست تشکر بکنم.

خدایا بزرگی و کرم تو به قدری است که تمام ناشکری ها و گناهان و تنبلیها و قولهای انجام نداده ام را به رویم نمی اوری و هر وقت دوباره به در خانه ات می ایم در را برایم باز می کنی. خدایا خودت می دانی که جز خودت به کسی روی نمی اندازم که مشکلاتم را حل کند چرا که جز تو کسی را ندارم.
 تو همیشه کمکم کرده ای و این بار هم کمکم کردی و به من قدرت بیان و نفوذ سخن دادی تا بتوانم اعضای کمیته سوپر وایزری را مجاب کنم و از این مانع نیز عبور کنم  . 

 خدایا به خودت قسم که دوستت دارم وبنده و  نوکرت هستم  

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 4:8 PM  توسط omidreza   | 

جمعه شب 17 اکتبر 2008 شاهد جشنواره Open House با شکوه و پر برکتی از طرف دکتر محمد بکری مديريت محترم کالج در خوابگاه هفده بوديم. در طی اين مراسم آپارتمان ما به ترتيب شماره اتاق: آرش تودشکی، حامد قاسم زاده، برادربسیجی حاج آقا بهنام کمالی دهقان، کورش خالدی، علی صابر، محمد امرالله، تری پادوکان پوربا، عقيل قرآيي، رضا اعتمادی، اميد سعادتيان (مهندس جوان) و احمد يحيی به عنوان تميزترين آپارتمان کالج هفده (اتاقها، سينک ظرف شويي، سالن، توالت، حمام، رخت شويی و ...) در ميان بيش از 2000 دانشجوی ساکن در اين خوابگاه توسط هيئت داوران منتخب کالج پس از بررسی های بسيار دقيق انتخاب شد و سرانجام يک سبد خوراکی شامل انواع آجيل و تنقلات، بيسکويت، نوشابه خانواده نارنجی، شکلات و ... به رسم يادبود و جايزه تقديم گرديد. لازم به ذکر است چند روز قبل بصورت کاملاً مخفی و سرزده از داخل تمام آپارتمانها توسط هيئت داوران عکس برداری شده بود. جا دارد از همينجا به خودم و ساير هم خانه ای های عزيزم که با نظم و انضباط خاص همواره در فراهم ساختن محيط زيست پاکيزه کوشا بوده اند تبريک عرض نمايم. بالاخره برقراری مقررات پادگانی نتيجه خوشايندی برای ما داشت.نقل از وبلاگ کالج 17

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 2:25 PM  توسط omidreza   |