عرض شود که برادر گرامی هوشنگ دیلی از خطه شمع و قیام شهر پرشور محبت "مدنم و نمگم" یعنی می دانم و نمی گویم(مشهد رضوی). اظهار لطف کرده اند و به انداز ه یک چغک " یعنی گنجشک" اظهار زنده بودن نمودند و فرمودند "مویم زند یوم".
خدمت شما عرض شود که دررابطه با مالزی دوگروه وبلاگ نویس وجود دارد یک گروه افرادی هستند که به نحوی با شرکتهای اقامت خانه دوم - پذیرش وموسسات زبان .. در ارتباطند بنابراین سعی دارند تنها یک چهره و آن هم چهره زیبای مالزی را به عنوانی بهشتی برین به نمایش بگذارند
گروه دوم : مالزی نویسان مستقلی هستند که واقعیتهای مالزی را به نمایش می گزارندحالا بسته به انصاف و اتفاقاتی که برای آنها اتفاق می افتد می نویسند.مهندس جوان به عنوان مالزی نویس مستقلی که سر سپرده هیچ بخش خصوص یا دولتی نشده واقعیتهای زندگی در مالزی را به طور مستند به نمایش می کشد. اعتقاد دارد مالزیایها مردمی بسیار خوب خونگرم مهربان و مومن خصوصا در سطح مدیران بالا دستی هستند و مالزی کشوری بسیار زیبا جذاب ارزان راحت و با امکانات عالی در مقایسه با ایران است ولی به عنوان یک خبر رسان وظیفه دارم هموطنانم را نسبت به خطرات احتمالی و مسایل تاریک مالزی هم آشنا کنم که چرا که مالزی هم مشکلات خاص خود را دارد.
اگر کسی در کنار گچ هاییکه در کله اش است یک قدار هم فسفور در سر مبارک داشت و روند پستهای این بلاگ را با دقت می خواند می دید که بارها و بارها ازمالزی و مالزییایی ها تعریف کرده و حتی در بسیاری از موارد آنها رااز ایرانیها جلوتر دانسته ام و هنوز هم می دانم. اما من ایرانی هستم همواره طرف منافع هموطنانم را می گیرم ومی خواهم کمترین مضار به انها وارد شوم بنابراین از نکات خطرناک مالزی هم می نویسم تا آنها مبتلا به نشوند.
اشکال کار این است که کسانی وبلاگ نویسی می کنند که در دانشگاههای گل وبلبل درس خوانده اند و بیسواد آمده اند بیسواد تر رفته اند اگر می امدند در یک دانشگاه درست وحسابی مثل یو پی ام درس می خواندند مجبور می شدند کلاس ریسرچ متودولوژی دکتر رهینا را بگذرانند و او به آنها می گفت که در هر نوشته ای مهمترین قسمت آن contribution to knowledge است یعنی اینکه خوب اثر این نوشته شما چیست برای این که بهتر متوجه بشوید فرض بفرمایید پستی که در باره قتل یک خانم توسط رانننده تاکسی نوشته شد contribution to knowledge آن این است که دیگر خانواده ها و یا خانمها بیشتر احتیاط می کنند سعی می کنند تنها دیر وقت به جای نروند به این امر واقف باشند که نمره یک تاکسی در مالزی هم می تواند جعلی باشد وخلاصه برای مردم آگاهی و برای بنده هم باقیات صالحات می ماند که یک موضعی را اشاره کردم که باعث جلوگیری از حادثه تلخی می شد.
اما حالا هوشنگ پستی می نویسد " در مالزی بمانم یا بروم؟" و در سطور طولانی برای خود نوشابه باز می کند که من چنین هستم و چنان هستم و ناسا منتظر من هست بمانم یا بروم؟ خوب خواننده عاقل جواب این مطلب را می داند و با خود می گوید هوشنگ جان معلوم است که بازار یاب یک موسسه شدن در مالزی خیلی بهتر از سی دی فروختن در پنج راه پایین خیابان است نه اماکن آدم را می گیرد نه از سی دی فروشان دیگر کتک می خورد پس بمان دیگر والخ
خوب نتیجتا اطلاعاتی به کسی اضافه نشده است و جواب سوال هم معلوم است فقط پهنای باند اینترنت بیجهت کم شده و وقت کسی که به این گونه وبلاگها سر زده تلف شده است.
ولی خوب جوان است وبا پیشینه ای که دارد توقعی هم بیشتر از او نیست خواهان بیشرفت و نام است امید است خوش خدمتیش از نظر شرکتهای مربوطه به دور نماند